روز گذشته اخبار منتشرشده از جلسه دولت درخصوص نرخ خوراک پالایشگاهها، موجی از عدمقطعیت را در میان فعالان و سهامداران ایجاد کرد. نکته کلیدی اینجاست که آنچه در ظاهر صرفا یک تغییر در حاشیه سود یک صنعت به نظر میرسد، در واقع تزلزل در «اعتماد به ثبات سیاستگذاری» است.
ترس اصلی بازار این است که دولت با نگاهی کوتاهمدت، برای جبران کسری فعلی، به سراغ منابع مالی شرکتهای بزرگ و صنایع استراتژیک (مانند معادن و پتروشیمیها) برود و با تغییر ناگهانی قواعد، سودهای انباشتهشده را بازتوزیع کند.
در صنایع سرمایهبر، پیشبینیپذیری، هسته اصلی حضور سرمایه است. سرمایهگذار بر مبنای فرمولهای مشخص، جریانهای نقدی آتی را مدلسازی و بر اساس آن، نرخ بازده مورد انتظار خود را محاسبه میکند؛ اما زمانی که دولت با تغییر قواعد (مانند نرخ خوراک، تخفیفها یا کرکاسپرد)، پارامترهای اصلی مدلسازی را تغییر میدهد، در واقع «ریسک عملیاتی» را به «ریسک سیاسی و تصمیمگذاری» تبدیل کرده است.
بازار در مقطع فعلی میان دو نیروی متضاد در حال نوسان است؛ از یکسو، رشد نرخ ارز، تورم بالا، افزایش درآمد اسمی شرکتها و گزارشهای ماهانه قابلقبول، از منظر بنیادی پشتوانهای برای ارزشگذاری سهام ایجاد کرده و از سوی دیگر، ریسکهای سیاسی و نگرانی از بابت اتخاذ تصمیمات قابلتأمل، باعث شده این ظرفیت بنیادی بهطور کامل در قیمتها منعکس نشود.
بااینحال، این فاصله نمیتواند برای همیشه پابرجا بماند. هرچه زمان بیشتری از تغییر متغیرهای اقتصادی بگذرد، آثار آن در درآمد، سودآوری و ارزش جایگزینی شرکتها پررنگتر خواهد شد و در نهایت بازار نیز ناچار به بازتنظیم قیمتها خواهد بود.
📱 سایت | تلگرام | بله | اینستاگرام
Post #3981
81

- 👍 2