● زیباییشناسی امپرسیونیسم
● رنگ آمیزی بیانگرانه
امپرسیونیستها به رغم فاصلهشان از زیباشناسی حتی از هرگونه سمبولیسم رنگ و تأثیرات شهوداً بیانگر رنگ سایهها نیز دورتر بودند. گرچه در روزگار آنان این مفاهیم همه جا محل بحث بود، ظاهراً امپرسیونیستها هیچ نسبتی با این مفاهیم نداشتند، با وجود این، آنان به بعد بیانگری رنگ توجه میکردند. به این ترتیب آرمان سیلوستر در (۱۸۷۳) نوشت: آنچه میتواند توفیق احتمالی این نقاشان جوان را تضمین کند، این واقعیت است که آثار آنان با رنگهایی به ویژه درخشان آفریده میشود. نوری طلایی نقاشیهای آنان را در بر گرفته و همه چیز سرشار از طراوت، روشنایی، جشنهای بهاری، غروبهای طلایی، یا درختان سیب مملو از شکوفه است ـ بار دیگر همه اینها ملهم از هنر ژاپن است. بوم.های بیپیرایه و با اندازه متوسط آنها سطحی گشوده دارد؛ مثل پنجرههایی گشوده رو به سوی دشتهای پرنشاط و رودهای آکنده از قایقهای تفریحی تا دوردستها گشوده به روی آسمانی درخشان و پوشیده از غباری رقیق، به روی زندگی بیرون آثاری سراسربین و ساحر.
نه تنها طیف رنگی امپرسیونیستها پرطراوت بود، بلکه بعضاً ایدهی تمایز بیانگرانه رنگها نیز در یادداشتهای آنان دیده میشد. جورج مور، مؤلف و مروج بریتانیایی امپرسیونیسم به سال ۱۸۹۳ در مقاله مبسوطی (که نسخهی موجز آن یک سال پیشتر منتشر شده بود) ملاحظات جالبی درباره رنگ در نقاشیهای امپرسیونیستی و قابلیت آن در بیان حالات مطرح کرد. مور میگفت همهی نقاشیهای اولیهی مونه «تشکیل شده بود از خاکستریها و بنفشهای محزون که اندوه ملالآور کشتزار و کلبه و درختان کم شمار باغستان را متصاعد میکرد. به ویژه قسمتهای بنفش بین خانه ها از همه غم بارتر بود. در نوشتههای امپرسیونیستها استناد به تأثیرات بیانگر رنگها یا ترکیبهای رنگی نادر است. با وجود این، این موضوع یکسره در اندیشههای آنان غایب نبود.
• The Pointe de la Heve at Low Tide
• Claude Monet
📚| کتاب «نظریههای هنر: از امپرسیونیسم تا کاندینسکی»
✍️| نویسنده: موشه باراش ترجمه: محمدرضا ابوالقاسمی
▪️| #Aesthetic
🌀| @Perspective_7
Post #980
244