TGViewer
Perspective | پرسپکتیو Perspective | پرسپکتیو @perspective_7 · 587 subscribers
Post #970 236
‍ ▪︎ درباب نماد و نشانه (۱)
▪︎ نویسنده گیلبرت دوراند



نماد، اساسا صورت ثابت معنایی اعتباری در ماده است که همه آن را پذیرفته‌اند. این بدان معناست که نمادها به چیزی بیرون از خود اشاره دارند. نشانه‌ها نیز به همین ترتیب به چیزی بیرون از خود اشاره دارند. برای مثال چراغ قرمز راهنمایی بر لزوم توقف خودرو یا فرد پیاده اشاره دارد.

بین این اشاره و لزوم توقف البته رابطه ای تنگاتنگ و اجتناب ناپذیر وجود ندارد. ما معنای «ایست» را که چراغ قرمز بر آن دلالت دارد، بدون چراغ قرمز هم می‌دانیم و با چیزی جز آن هم می‌توانیم القا و تفهیمش کنیم. اما نمادها بر معنا، حقیقت و یا لایه‌ی پنهانی از هستی در می‌گشایند و به توان چیزی که نمادش هستند، می‌پیوندند.

نمادها به این گشایش بسنده نمی‌کنند و لایه‌ی ذهنی مقابل حقیقت مذکور را نیز شفاف می‌کنند. بنابراین به رغم نبود رابطه‌ی ذاتی بین نشانه و مدلول آن، بین نماد و حقیقت مدلولش چنین رابطه‌ای وجود دارد و این مهمترین تفاوت نشانه و نماد است.

تفکیک مذکور بین نشانه و نماد بر این گزاره استوار است که «نماد را انسان ها ایجاد نمی‌کنند.» تفکیک یاد شده به طور طبیعی نظر کسانی را که ریشه‌ی نماد را تا سطح انسانی تنزل می‌دهند مردود اعلام می کند. برای نمونه بورکهارت به کارل گوستاو یونگ اعتراض می‌کند که معتقد بود ریشه نماد در چیزی به نام «معرفت جمعی» یعنی در طبقه ی غیر معمول و زیرین روح انسان قرار دارد. این البته بدان معنا نیست که نماد، بیرون از دایره‌ی عقل قرار دارد؛ نماد غیر عقلانی نیست، ورای عقل است.

نمادها این ویژگی را به واسطه مواجهه خالق و حقیقت به دست می‌آورند آن‌ها محصول این مواجهه هستند. لذا با از میان رفتن مواجهه‌ی مذکور از نماد هم چیزی باقی نمی‌ماند. به سخن دیگر، وقتی که دریچه گشوده شده از جانب حقیقت بسته شود، نماد نیز که تصویر همان دریچه در ذهن است معنای خود را از دست می‌دهد.

نماد در مطلب مختصری که گیلبرت دوراند از کاسیرر نقل می‌کند تفاوت نشانه و نماد را کاملاً روشن و آشکار بیان می دارد. کاسیر می‌گوید: «نشانه (Signal) جزئی از جهان مادی هستی است، نماد نیز جزئی از مفهوم بشری معناست.» در بخش اول عبارت فوق، بر بعد وجودی نشانه تأکید می‌شود. یعنی نشانه و مدلول آن هر دو، به عرصه فیزیکی عالم محدود می‌شوند. اگر نمونه چراغ راهنمایی را در نظر داشته باشیم، مشاهده خواهیم کرد که چراغ قرمز، یعنی نشانه و مدلول آن یعنی هشدار «ایست»، هر دو عناصری هستند که آغاز و پایان‌شان در عرصه عالم ماده اتفاق می‌افتد.

بخش دوم عبارت دوراند، بر این نکته اشاره دارد که یک سر نماد، در آن سوی عالم ماده و یک سر دیگرش در محدوده عالم ماده قرار دارد، طوری که با حواس قابل ادراک است و یا دست کم با قدرت خیال می‌توان به سراغش رفت. در همین ارتباط کعبه را می‌توان نمادی دانست که دو جنبه مذکور را در یک جا جمع می‌کند.

بیشتر نشانه‌ها عبارت از گریزگاه‌های اقتصادی‌اند که به نشانه‌ای موجود یا قابل راستی‌آزمایی اشاره دارند. به همین دلیل است که ابزار سودمندی به شمار می‌روند برای تسهیل کارکردهای ذهنی و چیزی هم مانع دلبخواهی بودن نظری آنها نیست. مثلاً می‌شد نام دیگری بر خورشید گذاشت. زیرا این ستاره به صورت شیئی روشن و آشکار در برابر دیدگان ما قرار دارد.

البته مواقعی هم هست که در امر نامگذاری با اشاره به چیزی، ذهن نمی‌تواند خود را تسلیم برخوردهای دلبخواهی کند. برای نمونه، می‌توان مثال عدالت و حقیقت را ذکر کرد. این دو مفهوم بر خلاف مثال خورشید، به اندازه مفاهیم مبتنی بر ادراک‌های عینی روشن و آشکار نیستند. در این مواقع ناگزیر باید به شیوه‌های ترکیبی نشانه مراجعه کرد.

تفکیک نماد و نشانه بر مبنای تفاوت پاسخ‌های عالمانه‌ی انسان و واکنش‌های خاص حیوان نیز انجام گرفته است. کاسیر با توجه به همین تفکیک است که می‌گوید «حیوان در برابر نشانه‌ها واکنش نشان می‌دهد و رفتارهای عملی‌اش را متناسب با آنها انجام می‌دهد؛ اما انسان در جهانی از نمادها زندگی و حرکت می‌کند و از شایستگی کاملاً متفاوتی برخوردار است.» او در این زمینه می گوید:

نمادگرایی با جهانی بودن، اجرایی بودن، و معتبر بودنش واژه سحرانگیزی است. همانند «باز شو، باز شو سِسِمی» (در داستان علی بابا و چهل دزد بغداد) است. به انسان امکان ورود به جهانی خاص جهان فرهنگ انسانی را می‌دهد.

اگر نمادگرایی نبود زندگانی انسان مانند وضعیت اسیرانی می شد که در تمثیل غار افلاطون خوانده‌ایم. حیات انسان محدود به نیازهای مادی و سودهای عملی می‌شد؛ و انسان راهی برای عبور به جهان آرمانی و ابعاد مختلف دینی، هنری فلسفی و علمی آن نمی‌یافت.



🔗 (ادامه دارد...)
📚 « تصویرپردازی نمادین »
✍️ مترجم عایشه مرال



▫️ ¦ #Basics
🌀 ¦ @Perspective_7
  • 👍 7
More from @perspective_7
  1. Oct 8, 2026● ویژگی‌های اصلی سینمای تجربه‌گرا (۹) ۹. قرابت و نزدیکی به هنرهای دیگر 🔻از دیگر مقتضیات س…
  2. Oct 7, 2026اوا ماری سنت: • درباره همکاری با آلفرد هیچکاک « ما شش زن بور بودیم و انگار همه ما زمانی با…
  3. Oct 7, 2026اوا ماری سنت: • درباره استادها و الگوها • برگرفته از کتاب جیمز مورت، (۱۹۹۵) • "فیلمسازان ب…
  4. Oct 6, 2026▪︎نقد تطبیقی چهار فیلم پاد-آرمانشهری ▪︎بررسی فیلم‌های شهر گناه؛ برزیل؛ بیو می‌ترسد ▪︎ارتبا…
  5. Oct 6, 2026سیمون دوبوار: ستمگر... اگر در میان ستمدیدگان همدستانی نداشت، چنین نیرومند نبود. 𝑰𝒏𝒗𝒆𝒔…
  6. Oct 5, 2026ویلیام فاکنر: • درباره چگونگی توصیفات • نقل شده در Reader's Digest، مارس (۱۹۷۳) « زیباترین…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →