▪️مرگ مستند فیلمبردار
▪️برگرفته از مستند نبرد-شیلی
▪️بررسی تطبیقی-زیباییشناختی میان دو فیلم مستند
● «لئونارد هندریکسن»، فیلمبردار مستند «نبرد شیلی-۱۹۷۵»، در حال فیلمبرداری از صحنه حضور خیابانی نیروهای «ژنرال پینوشه» در هنگامه کودتای شیلی است. صدای گلوله از دور و نزدیک میآید. سربازان به هر طرف شلیک میکنند. هندریکسن اما همچنان در حال ثبت تصاویر این واقعه است تا اینکه که در این میان، گلولهای هم نصیب او میشود و دوربین او بر زمین میافتد. این فیلم، نخستین فیلمی است که یک انسان از لحظه مرگ خود به ثبت رسانده است. نظیر چنین فیلمبرداری های مستندی را میتوان گوشهگوشه اثار مستند جهانی پیدا کرد. همانند تصاویر مستندی نزدیک به فضاسازیهای آثار گلوبر روشا و جلو پونته-کوروو؛ یا تصاویر مستندی از تصاویر ضبطی از غزاله چلابی در تهران جان بداد. هرچند که این دو فیلم تفاوتی مهم از منظر زیباییشناسی در بافت مستند با یکدیگر دارند. و آن، امتداد فیلم غزاله به پسامرگ اوست. فیلم هندریکسن با گلوله خوردن او از ضبط باز میایستد و فیلم متوقف میشود. گویی از منظر زیباییشناسی، حیات و حرکت فیلم مستند، همسان و همزمان با حیات و حرکت یک انسان - فیلمبردار- ، بسته به قابی که از چشم دوربین، فیلمبردار جهان را مینگرد نیز با شلیک گلوله پایان مییابد. انگار که دوربین نیز مانند انسان چشم از جهان فروبسته است؛ اما در مورد دوم (مرگ غزاله چلابی) حتی مرگ فیلمبردار نیز نمیتواند خدشهای به فیلم مستند غزاله - برخلاف هندریکسن - وارد کند. غزالهای که میمیرد اما دوربینش همچنان روایت میکند. همچنان زنده است و زنده میماند و این ناخواسته هویت مستقل به دوربینی داده میشود که همچشم اوست، با او تیر میخورد اما با او نمیمیرد ولی با او نقش بر زمین میشود. اگر آن نمای تراولینگ معروف خیابان ستارخان را نمایشی سینمایی-مستند از وقایع سال ۹۸ بدانیم، و همچنین اگر بخواهیم با نگاه و نگرهای زیباییشناسانه و قطعا سینمایی بدان نگاه کنیم، روایت دوربین مستند مرحوم "غزاله چلابی" همپای روایت دوربین "لئونارد هندریکسن" دو شکل متفاوت از نحوه ثبت و ضبط مرگ فیلمبرداران پشت دوربین فیلمبرداری هستند که در تاریخ سینمای مستند همپا، شناسا و مشهور هستند.
• 𝑻𝒉𝒆 𝑩𝒂𝒕𝒕𝒍𝒆 𝒐𝒇 𝑪𝒉𝒊𝒍𝒆 (𝟏𝟗𝟕𝟓-𝟕𝟗)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑷𝒂𝒕𝒓𝒊𝒄𝒊𝒐 𝑮𝒖𝒛𝒎á𝒏
🎥 | #History_of_Cinema
📚 | #Cinematicterms
🌀 | @Perspective_7
Post #900
310