• « [..] شهرداری حصاری چوبی ساخته بود دور زمین مراتعی که ترادر بدون پرداخت بهایی ضبط کرده بود. حصار، به منظور پایان دادن به تمام چرندیات دهقانانی بود در مورد این حقیقت که هزاران سال آن زمینها در تملک عموم بوده است. بگومگوها ادامه داشت. یک شب حصار دچار حریق شد. براردو توضیح داد: چوبها خیلی خشک بود و آفتاب اونهارو سوزاند. ترادر حصار دیگر درست کرد و با هزینه شهرداری یک رفتگر مسلح، به نگهبانی آن گماشت. اما حصار، درست زیر دماغ رفتگر دچار حریق شد. او آشکارا شیوع شعلهها را دید که از زمین برخاسته و سراسر حصار را در عرض چند دقیقه سوزاند. همچنان که اجباراً در مورد هر معجزهای صادق بود. دون آباکیو معتقد بود که حریق بلاشک ریشه مافوق طبیعی داشته و از ابتکارات شیطان بوده است. و ما دست آخر کشف کردیم که شیطان آنطورها که میگفتند بد نبود. اما ترادر که مجبور بود بطور حیثیتی نقش مأمور دولت را انجام دهد و نمیتوانست شیطان را دستگیر کند، پس رفتگر را به زندان انداخت. ما از خودمان میپرسیدیم: «کی برنده میشه؟ شیطان یا ترادر؟ »
- فونتامارا | اینیاتسیو سیلونه
▫️| #Basics
📇| #ScreenWriting .
🌀| @Perspective_7
Post #880
253
Perspective | پرسپکتیو • " فونتامارا " داستان مردم ساده و بیآلایشی است که تقریبا میتوان گفت هیچچیزی ندارند و زندگی از همه سو به آنها فشار آورده است. از آنسو دولتمردان و سیاسیون با هر دوز و کلکی، خود را دوستدار مردم نشان میدهند ولی مردم روستای فونتامارا را فقیرتر میکنند. فقر…

- 👍 6