▪️ درباره پل گوگن (۲) [آخر]
▪️ هنر و نقاشی: نقاش پستامپرسیونیسم
🔻 به مناسبت زادروز پل گوگن (June 7, 1848)
گوگن یک نقاش پست امپرسیونیست محسوب میشود. نقاشیهای جسورانه، رنگارنگ و طراحیمحور او تأثیر قابل توجهی بر هنر مدرن گذاشت. هنرمندان و جنبشهایی که در اوایل قرن بیستم از او الهام گرفتهاند «ونسان ونگوگ»، «هنری ماتیس»، «پابلو پیکاسو»، «ژرژ براک»، «آندره دورن»، فوویسم، کوبیسم و اورفیسم بودند. بعدها، او بر «آرتور فرانک متیوز» و جنبش هنر و صنایع دستی آمریکا تأثیر گذاشت.
یادواره گوگن در سالن پاییز، آغازی برای معرفی دستاورد هنری او بود. دیری نگذشت که جنبشهای فوویسم و اکسپرسیونیسم اصول کارش را دنبال کردند. از سوی دیگر، داستان زندگی تلخ و پرماجرایش - همچون زندگینامه ونسان ونگوگ - بارها در قالب فیلم و رمان بازسازی شد. از جمله دیگر آثارش میتوان به: چهره هالهدار نقاش؛ زنان اهل تاهیتی؛ ماه و زمین؛ از کجا آمدهایم؟ کیستیم؟ به کجا میرویم؟؛ اسب سپید؛ سواران در ساحل؛ مجسمه زن اهل کاراییب؛ باسمه نوآ اشاره کرد.
پل سزان، پل گوگن، ونگوگ کوشیدند در ورای صفحههای ناپایدار و گذرای رنگی که جاذب چشم و فریبنده است بهوسیلهٔ رنگ، ایجاد عمق و ژرفا کنند و در پی یافتن کشش تصویر فرمها روی بوم بهوسیلهٔ رنگهای خالص و لکههای یکدستِ رنگ بودند. گوگن از طریق پیسارو با امپرسیونیسم آشنا شد. رنگ را با ترکیبات تازه و غیرمنتظره به کار برد.
توجه گوگن به معانی روانشناختی رنگ بود. (رنگ به خودی خود چیزای را بیان میکند) نقاشی گوگن سرشار از عناصر نایاب، با دامنه کاربرد تزیینی است. با پژوهش در آثار قرون وسطی به نقاشیهای خاور دور و خاور نزدیک علاقهمند شد و شیوهٔ شخصی خود را که مبتنی بر نمایش رنگها، بدون توجه به رنگ طبیعی اشیاء و اغراق در طرح برای تأثیرگذاری بیشتر موضوع بود، پایهگذاری کرد.
آثار او از ورای رنگهای درخشان و طرحهای آزاد و سیال، نمایانگر دنیایی سمبلیک بر زمینهای تزیینی بودند. همچنین آثارش الهام بخش نبیها، سمبولیستها و فوویستها شد. سمبولیستها و نبیها، جنبهٔ رمزآمیز طرح و رنگ آثارش را مهم شمردند، و فوویستها شیوهٔ رنگ آمیزی او را راهنمای خود قرار دادند. پیکرههای آثار او مانند آثار لوترک اغراق شده است.
گوگن، مانند برخی از معاصرانش مانند دگا و لوترک، از تکنیکی برای نقاشی روی بوم استفاده میکرد که بعنوان نقاشی جوهره شناخته میشود . برای این کار، روغن (چسب) از رنگ تخلیه میشود و لجن باقی مانده رنگدانه با تربانتین مخلوط میشود. او ممکن است از تکنیک مشابهی در تهیه مونوتایپهای خود استفاده کرده باشد، و به جای فلز از کاغذ استفاده میکرده است، زیرا روغن را جذب میکرد و به تصاویر نهایی ظاهری مات میداد که او میخواست.
در آثار پل گوگن نیز مانند ونسان ونگوگ، شاهد نفی شبیهسازیِ عینی در برابر بیان ذهنی هستیم. آثار گوگن کار مایههای مشترکی میان استادان بزرگ رنسانس داشت. گوگن نه تنها در برابر سنت هنری بلکه در برابر کل تمدن اروپایی طغیان کرد. او گفت «تمدن چیزی است که آدم را بیمار میکند». یکی آثار مهم او «تجلی پس از موعظه دینی» نام دارد.
گوگن، سزان و ونگوگ هنرمندان شاخص سبک پست امپرسیونیسم بهشمار میروند. گوگن رنگ را با ترکیبات تازه و غیرمنتظره به کار برد و توجهاش به معنای روان شناختی رنگ بود. یعنی رنگ به خودی خود چیزی را بیان میکند.
وی اروپا را ترک گفت و به دنبال یک زندگی ساده و ابتدایی به تاهیتی رفت؛ زیرا معتقد بود که نقاشی در آستانه سقوط به ورطهٔ عوامفریبی و سطحی نگری قرار گرفته و همهٔ آن هوشیاری و دانایی که در تمدن اروپا بارور شده بود، نوابغ هنر را عقیم میساخت و اجازه نمیداد که قدرت و شدت احساسات خویش را صریح و مستقیم ابراز کند. ولی البته گوگن نخستین کسی نبود که چنین نگرانیهایی دربارهٔ تمدن داشت.
📚 | کتاب « پل گوگن: هنرمند اسطوره و رؤیا »
✍️| نویسنده و گردآورنده: استیون اف. آیزنمن
📚| #Art_History
🌀| @Perspective_7
Post #877
271