TGViewer
Perspective | پرسپکتیو Perspective | پرسپکتیو @perspective_7 · 586 subscribers
Post #760 284
▪️درس‌های نویسندگی (بخش اول)
▪️در گفتگویی با احمد محمود




به گمان من نویسنده باید آدم‌های داستانش را بشناسد. گفته می‌شود که نویسنده هم خالق و هم شارح زندگی آدم‌های داستان است. من فکر می‌کنم اگر نویسنده آدم‌های داستانش را نشناسد، یک جایی لنگ خواهد زد. اشخاص از حرکت می‌مانند و آن وقت نویسنده ناچار می‌شود [حرکت] جعل کند، حرفها را و حرکت‌ها را. و وقتی جعل شد دیگر آن آدم خودش نیست، کس دیگری است که نویسنده او را نشناخته است و خواننده هم باورش نمی‌کند شاید هر نویسنده با روش خاص خود با این مسأله برخورد کند.

ولی من واقعاً الگوی این آدم‌ها را در زندگی واقعی داشته‌ام. البته اگر عیناً آن‌ها را بگیرم و بگذارم در داستان یک شخصیت داستانی نخواهم داشت و کار هم چیزی بیش از یک گزارش از رفتار و گفتار آدمها نخواهد بود. کار من ترکیبی است. از تخیل و واقعیت این کار را به صورت مکانیکی انجام نمی‌دهم ذهنم خودش این کار را می‌کند. این آدم را می‌گیرد، احتمالاً پاره‌ای از خصایل و شمایلش را چه از نظر فیزیکی و چه از نظر شخصیتی و ذهنی تغییر می‌دهد؛ دگرگونش می‌کند و آدم دیگری از او ساخته می‌شود. اگر بگویم می‎‌سازم درست نیست - باید بگویم ساخته می‌شود. بله؛ چنان آدم دیگری از او ساخته می‌شود و در داستان می‌نشیند که اگر الگوی واقعی او در زندگی داستان را بخواند، شاید گاهی متوجه شود که با این آدم قرابت‌هایی دارد. به هر حال، من شخصیت‌های داستان‌هایم را از میان مردم می‌گیرم و رویشان کار می‌کنم

چیزی در مورد آگاهانه و ناآگاهانه از «مارکز» خواندم، یعنی فکر می‌کنم مربوط به این مقوله است، او می‌گوید روزی کسی بورخس را دید و از او پرسید «شما بورخس نویسنده هستید؟» و او گفت «گاهی بورخس نویسنده هستم. » من فکر میکنم در این حرف جدا از لحن طنزآمیز، بهره‌ای از واقعیت هست.

نویسنده وقتی نمی‌نویسد، نویسنده نیست. در لحظه خلق اثر نویسنده است. حالا ببینیم چه تفاوتی بین این در حالت هست. نویسنده وقتی نمی‌نویسد خطی فکر می‌کند - عقل، تعقل تفکر - استدلالی فکر می‌کند که حتی من گاهی خیال می‌کنم این تعقل و تفکر و استدلال، اصلاً رنگ خاکستری دارد. نویسنده وقتی می‌نویسد مبتنی بر این شعور آگاه در هاله‌ای از ناآگاهی است و با ذهنی رنگین کار می‌کند، یعنی دیگر آن تعقل با آن کیفیت وجود ندارد.

فقط دیگر ذهن است و ذهنیتی رنگین و شاخه به شاخه و حجمی. در این شرایط دیگر مسائلی از مقوله آگاهی و ناآگاهی و تفکیک و مرزبندی آنها جایی ندارد. یعنی وقتی این آدم را گرفتم آگاهانه گرفته‌ام، اما وقتی می‌نویسم دیگر آن آگاهیْ خالص و یکدست نیست، بلکه - حداکثر - مبتنی است بر آگاهی لحظات تفکر که حدودش اصلاً مشخص نیست. باز تأکید می‌کنم من نمی‌سازمش، ساخته می‌شود با دست کم در مورد خودم چنین حسی دارم.



🔗| (ادامه دارد...)
📚| « حکایت حال »
✍️| از لیلی گلستان


📇¦ #ScreenWriting
🌀¦ @Perspective_7
  • 👍 7
More from @perspective_7
  1. Oct 15, 2026لیلیان گیش: • درباره اعتقادات قلبیِ او • در سخنرانی در سال (۱۹۸۷) « این خاصیت زندگی است، ک…
  2. Oct 15, 2026لیلیان گیش: • درباره سینمای ناب « من هیچ‌وقت فیلم‌های ناطق را تأیید نمی‌کردم. فیلم‌های صام…
  3. Oct 14, 2026🗒 - هـامون (١٣۶٨) 🎬 - کارگردان: داریوش مهرجویی 👥 - بازیگران: خسرو شکیبایی، بیتا فرهی، ع…
  4. Oct 14, 2026لیلیان گیش: • درباره دیوید وارک گریفیث « او این باور را در ما ایجاد کرد که ما در رسانه‌ای…
  5. Oct 14, 2026لیلیان گیش: • پس از دریافت اسکار افتخاری (۱۹۷۱) « آه، تمام ارواح جذابی که در اطرافم احساس…
  6. Oct 13, 2026اوا ماری سنت: • در گفتگو با ایندیپندنت (۲۰۱۰) • درباره همکاری با گرانت و هیچکاک « یادم است…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →