▪️ اهمیت و مفهوم فرم (۲)
▪️ نویسندگان دیوید بوردول، کریستین تامسون
➖ ٣- انتظارات فرمال
مهم ترین سوال در این بخش این است که فرم چگونه بر تجربه ما از یک اثر هنری تاثیر می گذارد؟ نخست باید بدانیم که فرم در ما این احساس را ایجاد می کند که هر چیزی سر جای خودش است. چرا وقتی کاراکتری که قبلا یک نظر دیده بودیمش یک ساعت بعد دوباره ظاهر می شود یا وقتی شکلی با شکل دیگر درون قاب به تعادل می رسد، ما ارضا می شویم؟ برای اینکه چنین روابطی بین اجزا نشان می دهند که آن فیلم قوانین با قواعد خاص خودیعنی سیستم خاص خودرا داراست. علاوه بر این، فرم یک اثر هنری. نوع خاصی از درگیر شدن بیننده را موجب می شود. ما در زندگی روزانه اشیای دور و بر را به طریقی عملی ادراک می کنیم ولی در یک فیلم اشیایی که روی پرده دیده می شوند فاقد چنین غایت عملی برای ما هستند.ما می توانیم آنها را به صورتی متفاوت ببینیم. ما در حال تماشای الگویی هستیم که دیگر مانند دنیای روزمره حي و حاضر نیست. بلکه جزئی حساب شده در درون یک کلیت خو بسنده شده است.
فرم فیلم حتی ما را وا می دارد که انها را دوباره ببینیم. گرد عادت را می تکاند و لرزهای تازه برای شنیدن، دیدن، احساس کردن و اندیشیدن پیشنهاد می کند. فرم هنری ممکن است مارا بسوی ایجاد انتظاراتی سوق دهد و بعد ان انتظارات را بلافاصله یا در پایان برآورد کند. ما اغلب هنر را با صلح و صفا قرین می دانیم ولی آثار هنری زیادی هستند که دارای کشمکش، تنش و شوک اند.یک کار هنری ممکن است با ناموزونیها با تناقض هایش احساس ناخوشایندی در ما بیدار کند.
افراد زیادی هستند که موسیقی آتونال، نقاشی آبستره با سورنالیستی و نوشته های خود را آزاردهنده می یابند. همینطور کارگردانهای مهمی هستند که فیلم های آنها به جای اینکه به ما ارامش بدهند؛ تکامان می دهند. چنانجه در تدوین فیلم «اکتبر» آیزشتاین یا روایت مبهم «سال گذشته در مارین باد» اثر آلن رنه خواهیم دید یک فیلم ممکن است متکی بر تناقض ها و ناموزونی ها باشد. هدف محکوم کردن یا تخطئه کردن چنین فیلم هایی نیست، بلکه درک این نکته است که این فیلمها ضمن آزار دادن ما، هنوز در ما انتظارات فرمال ایجاد می کنند.
در واقع اگر ما بتوانیم انتظارات فرمال خود را مطابق یک اثر آزاردهنده تنظیم کنیم، ممکن است حتی بیشتر از اثری که انتظارات ما را به سادگی بر می اورد با آن رابطه برقرار کنیم، این آثار هنری آزار دهنده ممکن است کمتر از اثار متعارف واجد یکپارچگی باشند. ولی ارزش تجزیه و تحلیل دارند،بخشی به این دلیل که انتظارات عادی و ضمنی ما درباره فرم را به ما آشکار می کنند.
حد و مرزی برای تعداد بالقوه تنظیمات فرمالی که یک فیلم می تواند خلق کند وجود ندارد و اگر ما خود را مهیای کشف انواع اشارتهای کمتر آشنا در فیلم های ممتنع بکنیم. تنها در این صورت است که لذت خود از سینما را به طور کلی افزایش خواهیم داد.
➖ ۴- قراردادها و تجربه
فرم abac نکته ای را برای شما روشن می کند. شما برای اینکه چنین ترکیبی را حدس بزنید. از تجربه پیشین خود مدد گرفتید. اطلاع شما از ترتیب حروف الفبا باعث می شود که abax را به عنوان یک شق فرمال نپذیرید.
این حقیقت نشان می دهد که فرم زیباشناحتی یک فعالیت محض منفک از سایر تجارب نیست. این معنا که ادراک ما از فرم وابسته است به تجربه پیشین ما، دارای دلالتهای مهمی هم برای هنرمند و هم برای مخاطب است. دقیقا به این دلیل که آثار هنری مصنوعاتی انسانی هستند و از آنجا که هنرمند در بطن تاریخ و اجتماع زندگی می کند، او نمی تواند اثر خود را به هر طریق، بر کنار ار تاثیر اثار دیگر و اوضاع جهان به طور عام بداند.
یک سنت. یک سبک مسلط. یک فرم رایج برخی از این عناصر در انواع گوناگون اثار هنری مشترکند. جنب خصائص مشترک را معمولا قرا دادها می نامند. مثلا یکی از قراردادهای ژانر موزیکال این است که کاراکتر های فیلم می خوانند و می رقصد،قراردادی که«جادوگر شهر زمرد» آن را پذیرفته است یکی از قراردادهای فرم های روایی این است که روایت مسائل مبتلا به کاراکتر را میکند، و فیلم «جادوگر شهر زمرد» یا «برگرداندن دوروتی به کانزاس» این قرارداد را می پذیرد.
🔗 (پایان بخش اول...)
📚 بخشی از کتاب « هنر سینما »
▪️| #Aesthetic
👤| #David_Bordwell
🌀| @Perspective_7
Post #720
301