▪️تصویر؛ واقعیت است
▪️درسهایی از ادوارد دیمیتریک
تخیل، شکلی از ارتباط است. در رمان تخیل غالباً ارتباط فرد با خود است، به صورت افکار اوهام و یا بررسی ذهنی وضعیت روحی یا شرایط جسمانی خویش. توصیف نوشتاری این تجسّم ذهنی، شاید متداولترین جنبه رمان باشد، اما با استفاده از يك جمله کلیشهای مناسب میتوان گفت: «غالباً در این برگردان چیزی از دست میرود». درحالیکه تخیل تصویری زبانی بینالمللی است و میتواند با همۀ افراد حداکثر ارتباط را برقرار نماید. برگردان تجسّم ذهنی به تجسم تصویری میتواند برای اقتباس کننده کار بسیار دشواری باشد.
مثلاً رماننویس میتواند افكار يك پوکر باز را که ظاهرش به هیچ وجه درونش را بروز نمیدهد، توصیف کند. اما فیلمساز باید راهی بیابد که آن افکار را به گونه تصویری ارائه دهد - مثلا پرش جزئی و غیر قابل کنترل گوشه چشم و یا حرکت غیرارادی پا برای گرفتن چنین تصویری میتوان دوربین را زیرمیز قرار داد. اگر فیلمساز تنبل باشد، می تواند به گفتار روی تصاویر توسل جوید اما باید از کلمات استفاده کند و کلمات به ندرت همچون تصاویری که با فراست بار معنایی یافتهاند، روشن و دقیقاند. به علاوه در بسیاری از موارد چندان جالب هم نیستند.
تكنيك ساخت يك سكانس با استفاده از تصاویر بصری که در بیشتر فیلمهای خوب نقش مهمی ایفا میکند تنها توسط چند نویسنده انگشتشمار - در داخل یا خارج از هالیوود با استادی به کار گرفته شده جدیدی است. معمولاً اقتباس کننده خلاق در مییابد که باید صحنه کاملا ایجاد نماید. یعنی صحنهای که به بازیگر كمك كند و او را وادار نماید که اطلاعات را دراماتیزه کند.
بازیگر و کارگردان باید بلافاصله دریابند که آنچه ارائه میشود ضرورتاً همانی نیست که تکامل خواهد یافت و در نهایت باید برای دستیابی به شخصیت به کاوشی عمیقتر بپردازند. اما همیاری نویسنده باعث میشود که آن دو مجبور نباشند کارشان را از صفر شروع کنند. امروزه بسیاری از فیلمسازان واهمه دارند که به مسائل احساسی و عاطفی بپردازند، و این مسائل را احساساتی تلقی کرده و کنار میگذارند. اما توانایی بکارگیری مناسب احساسات و عواطف نهفته در آن در جهت دستیابی به حداکثر تأثیرگذاری بیآنکه از مکالمات خسته کننده استفاده شود، نشانه برتری درامنویس واقعی است.
بزرگترین درامهایی که نوشته یا اجرا شدهاند داستانهای عشقی بودهاند که برخوردها و تضادهای احساسی انسان را نمایان کردهاند. اگر شخصیتهای فیلم برای هم «ملموس» نباشند، چگونه میتوانند برای تماشاگران ملموس باشند. تنها در صورتی که نویسنده بتواند به درون شخصيتها نفوذ کند، داستانهایش جنبه دراماتيك خواهد داشت و منحصر به نقل روایت نخواهند بود.
کارکرد دوربین به ویژه در صحنهای که حرکات فیزیکی محدودی دارد، از اهمیت برخوردار است. رویداد میتواند و باید با تصاویر بصری پیاده شود و در اینجاست که نویسنده به فیلمساز کمک میکند تا صحنه را بیافریند. تنها کارگردانی خودرأی از استفاده چنین آغاز محرکی چشم پوشی میکند. تعجب انگیز و ناامید کننده است که غالباً این جنبه از فیلمسازی کاملاً نادیده انگاشته میشود.
📚| کتاب « درباره فیلمنامهنویسی »
✍️| نویسنده: ادوارد دیمیتریک
📚| #Cinematicterms
🌀| @Perspective_7
Post #716
295