▪️سینمای آزاد (Free Cinema) / سینمای مستقیم (Dircet Cinema)
▪️نویسنده : پرویز دوائی
▪️ سینمای آزاد
جنبشی در جهت ساختن فیلمهای مستند که در انگلستان در دهۀ پنجاه براساس نظریات «کارل رایس»، «تونی ریچاردسون» و «لیندسی آندرسون» آغاز شد. هدف فیلمسازان «سینمای آزاد» به گفتۀ خودشان، ساختن فیلمهابی اجتماعی و متعهد و آزاد از تحميلات سینمای تجارتی، برانگیختن شور و سرزندگی، تشویق به بافتن بیانی شخصی در شناخت « اهمیت وضعیت های زندگی روزمره » بود.
این افراد با اطلاق عنوان «فیلم مستند» بر آثار خویش مخالف بودند، چون به نظر آنها در این عنوان يک جور مسخ زرق و برقدار واقعیت نهفته بود. یکی از خصایص عمدۀ فیلمهای «سینمای آزاد» آن بود که خارج از حیطه و سازمان سینمای حرفهای ساخته میشد.
کارهای عمدهای که زیر لوای «سینمای آزاد» به وجود آمد این بوده: «مادر اجازه نمیدهد» (۱۹۹۰)؛ «Momma» (ساختۀ «ریچاردسون» و «رايس»)؛ «ای سرزمین رویا» (۱۹۰۳) و «هر روز به جز کریسمس» (1957) ساختۀ «کارل رایس» میتوان نام برد.
این جنبش که مخالف روشها و دید جاری در تئاتر و ادبیات بود؛ نیرو و روح تازهای به سینمای انگلستان بخشید و در سینمای تجارتی روز اثر قاطعی برجا گذاشت. فیلمسازان وابسته به این جنبش، بعد از برچیده شدن بساط «سینمای آزاد» نحوۀ بینش خود را در فیلمهای داستانداری که در حیطۀ سینمای تجاری میساختند اعمال میکردند.
▪️سینمای مستقیم
خویشاوند آمریکایی شیوۀ اروپایی سینما-حقیقت ( Cinema- Verite ) اصطلاحی که بر یک نوع روش فیلمسازی مستند در آمریکا اطلاق میشود. این روش از اوایل دهۀ ۶۰ پا گرفت و در آن خدمه و وسایل فیلمبرداری به حداقل تقليل پیدا میکرد. به عبارت دیگر رابطۀ بین فیلم و موضوع مستقیم (و با حداقل وساطت فیلمساز و وسایل فنی) است.
در شیوۀ فیلمسازی «سینمای مستقیم» برخلاف شیوۀ «سینما۔حقيقت» فیلمساز در شکل و جهت دادن به رویداد دخالتی نمیکند. عنوان «سینمای مستقیم» برای بیان طرز کار و نحوۀ بینش و تلقی فیلمسازانی چون « درو » ( Drew )، « لیکاک » ( Leacock )؛ « پن بیکر » ( Pennbaker ) و برادران «میلز» ( Maysles ) وضع شد.
فیلمسازانی که در یک گروه کار میکردند و در طرز کار خویش، تحت تأثیر روش عکاسی خبری (فتو ژورنالیسم) بودند، به خاطر تحرک و به چشم نیامدن دوربین و آنیت و صداقتی که دراثر بود، این گروه در کار خویش به وسایل و شیوههای فیلمبرداری تازهای متوسل میشد، که از این لحاظ، یعنی از نظر سبکیِ وسایل، کمیت افراد، سرعت و آنیت ضبط و کار بصورت جمعی، به چند نوع فیلمسازی مستند دیگر مثل روش «سینمای آزاد» ( Free Cinema ) انگلیس و «سینما-حقیقت» فرانسه و به خصوص شیوۀ خبرگزاری تلویزیونی، شباهت پیدا میکرد.
در «سینمای مستقیم» حرفهایگریِ فنى فرع بر احساس نهفته در واقعه قرار میگیرد. فیلمبرداری آن تمیز و بیغلط نیست، «قطع» و گفتار کمتر به کار میرود، برداشتها طولانی و بیوقفه است (که توجه بیننده از موضوع منحرف نشود)، فیلمساز اغلب بدون تصور قبلی و در دست داشتن سناریوی آماده، به موضوع رو میآورد و مثل یک خبرنگار خود را به جریان واقعه میسپرد.
موفقیت فیلمهای «سینمای مستقیم» به حدّت و غرابت موضوع و موقعیتها، به حساسیت بینش و ابتکار فیلمبردار و متصدی ضبط صدا، به نامریی ماندن فیلمساز و دوربین و به ضبط لحظات وحرکات غیر منتظره و افشاءکننده بستگی دارد.
بعضی از فیلمهای مهم شیوه «سینمای مستقیم» اینها هستند: «صندلی»(۱۹۶۳) ساختۀ «درو؛ پن بیکره و سایرین»؛ «تولد و مرگ» ( Birth & Death ) (۱۹۹۹) ساختۀ «آرثر و ایولین فارون» (A . & E . Farron )، «پشت سر را نگاه نکن» (Don't Look Back ) (۱۹۹۷) ساختۀ «دان آلن پن بیکر» ( Donn Alan Pennbaker ) و «دستفروش» ( The Salesman ) (۱۹۹۹) ساخته برادران «میلز» .
📚 | #Cinematicterms
🎥 | #History_of_Cinema
🌀 | @Perspective_7
Post #699
296