▪︎ "همه ما مردگان در حال مرخصی هستیم"
▪︎ تفاوت آرای لنین و لوکزامبورگ
کارل لیبکنشت و رزا لوکزامبورگ، دو رهبر قیام در بازداشتگاه پلیس به قتل رسیدند، اما مرگ لوکزامبورگ چندان موجب تأسف لنین نشد. لوکزامبورگ از اینکه لنین چنین بیمحابا از ارعاب سود میبرد، و به خاطر شدت عمل او که هرگز کوچکترین مخالفتی با خواستههای خود را تحمل نمیکرد، بر وی تاخته بود.
او زندگانی در حکومت لنین را «شبهزندگانی خوانده بود» با مردم چنان با خشونت رفتار میشود که دیگر قادر نیستند خودشان فکر کنند، و نیروی خود را در اختیار يك دوجين فعالين حزبی خستگیناپذیر و تجربهگرا گذاردهاند. رزا لوکزامبورگ هم همچون کاوتسکی مرتد، معتقد بود که انقلاب روس از عیوبی مهلك در رنج است. در یکی از نامههای مطلوبی که از رزا لوکزامبورگ باقی مانده در نامهای که آن را در زندان و قبل از آنکه به قیام اسپارتاکوس كمك كند، نوشته می گوید « Wir sind alle Toedten auf Urlaub - همه ما مردگان در حال مرخصی هستیم. »
او در دوران طولانی فعالیت انقلابیاش همواره پایبند این اعتقاد ماند که خشونت و فشار جزئی از انقلاب نیست. تردید نیست که در هر انقلاب کسانی باید بمیرند و هر انقلابیای باید انتظار کشته شدن را داشته باشد، اما آنچه مهم است انسانیت انقلابی است، ادراك انقلابی از ضوابط انسانیت است. يك انقلابی باید با رنج بردن بیاموزد که به خاطر دیگران رنج ببرد.
لنين ـ و ـ رزا لوکزامبورگ در دو قطب مخالف قرار داشتند: یکی (لنین) تا بدان حد از شفقت دور افتاده، تا بدان حد اشرافی تا بدان حد بَردهی نظریههای خود، و آن دیگری تا بدان حد خونگرم و مهربان که صرف دیدن مردمی که در خیابان گردش میکردند ممکن بود از خوشحالی اشکش را جاری سازد.
📚 « زندگی و مرگ لنین »
✍️ نویسنده: رابرت پاین
▫️| #Basics
🌀| @Perspective_7
Post #1291
406