▪︎درباره طراحی صحنه دراماتیک (۳)
• دیوید بوردول و کریستین تامپسون در مقدمه کتاب هنر سینما معتقدند که طراحی صحنه دراماتیک باید معنامند باشد. یعنی هیچ عنصر خنثیای در صحنه وجود نداشته باشد. در طراحی صحنه دراماتیک فضا باید حامل معنا باشد. معنایی حسی. چرا که فضا حامل حس تنش یا وضعیت روانی است. دکور، رنگ، بافت همگی بعدها به سراغ آن میآیند تا به تاثیر فضاسازی کمک کنند. فضاسازی باید باعث شود که مخاطب این تلقی را بطور حسی بکند که چیدمانها «چیزی میگویند» یک طراحی صحنه دراماتیک میتواند احساس فشار، انزوا، امنیت یا تهدید ایجاد کند. و یا فیالمثل روابط قدرت را نشان دهد، آنهم با استفاده از ارتفاع، فاصله، مرکزگرایی/مرکز گریزی یا حاشیهگرایی/حاشیهگریزیِ سوژه از کانون صحنه. طراحی صحنه دراماتیک باید در خدمت تعارض و کنش قرار گیرد، با شخصیت و فضا رابطهٔ فعال دلالتمند بسازد و توجه تماشاگر را هدایت به عنصری کند که زمینهساز پدیداری حس متعین میشود. پس طراح صحنه از شلوغی و تزئین بیدلیل پرهیز میکند و با آگاهی از شرایط دراماتیک، تقابل و تنش و تحرک شخصیتها را تعیین و تنطیم میکند.
🎭| #About_Theatre
🌀| @Perspective_7
Post #1229
293
Perspective | پرسپکتیو ▪︎درباره طراحی صحنه دراماتیک (۲) • طراحصحنه میتواند محیطی با تمام ویژگیهای ممکن برای احساسات خاص و باشکوه خلق کند. سپس طراح دیگر کنار میرود و صحنه را به ورود بازیگران تحویل میدهد. اگر کار طراح خوب باشد در لحظه ورود بازیگران، ما صحنه را از یاد میبریم.…

- 👍 2