▪️جایگاه و کنشگری زنان سینمای ایتالیا (۲)
▪️فمینیسم در سینمای ایتالیا در دهه ۱۹۹۰
● هیولا و زندگی زیباست
● بررسی سینمای روبرتو بنینی
در مقایسه با فیلم «هیولا» و «زندگی زیباست» شخصیت او نه با کلام، که تماماً با کنشهایش قضاوت میشود. در پایان، او نه از صحنه محو میشود و نه به قربانی یک میزانسن پدرسالارانه بدل میگردد. برعکس، او به ابزاری برای اجرای عدالت تبدیل میشود تا اطمینان حاصل کند که حذف یک مرد خطرناک، مجازاتی درخور برای تمام خشونتهایی است که مرتکب شده.
خشونت و جنایت، محور اصلی فیلم بعدی بنینی، «هیولا» (۱۹۹۴) نیز هست. در اینجا، شخصیت زن، جسیکا (یک پلیس مخفی)، به ابزاری برای شناسایی و دستگیری قاتل سریالی شهر تبدیل میشود.
برخلاف ماریا، جسیکا شخصیتی است که تماشاگر به سادگی با او همذاتپنداری میکند، زیرا او بیهیچ ابهامی در جبهه قانون و عدالت ایستاده است. در حالی که فیلم تا آخرین لحظه فاصله خود را با ماریا حفظ میکند، از جسیکا کاملاً حمایت میکند. جسیکا با پذیرفتن مأموریت خطرناک اغوای هیولا، به جایگاهی قهرمانانه دست مییابد که سینمای جریان اصلی معمولاً برای مردان محفوظ میدارد. او با به کارگیری بدن و صدای خود برای به دام انداختن قاتل، نقشی به مراتب هنجارشکنانهتر از کلیشههای رایج زن در سینمای ایتالیا ایفا میکند.
این هنجارشکنی به حوزه رفتارهای جنسی تعریفشده برای زنان در یک جامعه سنتی نیز کشیده میشود. جسیکا برای جلب توجه هیولا، مجموعهای از ترفندهای اغواگرانه را به کار میگیرد که با تصویر یک زن نجیب در جامعهای پدرسالار فاصله زیادی دارد.
اوج کمدی فیلم در ترکیب این نمایش جسورانه با ناآگاهی مطلق مردی است که هدف اوست و مقاصد او را کاملاً اشتباه برداشت میکند. این کمدی اشتباهات، در کنار تعلیق هویت واقعی هیولا، بسیار مؤثر عمل میکند.
با این همه، بنینی در اثر بعدی خود، «زندگی زیباست» (۲۰۰۰)، به بازآفرینی نقشهای سنتیتر زنان بازمیگردد. دورا، قهرمان این فیلم، با آغوش باز به نقشهای «همسر خوب» و «مادر خوب» تن میدهد و وفاداری خود را به همسر و پسرش تا سر حد جانفشانی به اثبات میرساند.
دورا؛ وقتی میفهمد آنها به اردوگاه کار اجباری فرستاده شدهاند، داوطلبانه همراهشان میشود تا کنارشان بماند. این فداکاری، او را به جایگاه یک قهرمان سیاسی میرساند؛ جایگاهی که در فیلمهای پیشین کمتر دیده بودیم.
اما پس از این اقدام قهرمانانه، دورا به شکلی هوشمندانه تا لحظات پایانی از قاب تصویر و پیرنگ اصلی داستان غایب است و تنها پس از کشته شدن همسرش، در صحنه اتحاد دوباره با پسرش ظاهر میشود. در این نقطه، این همسر اوست که به قهرمان داستان بدل شده و هویت دورا، منحصراً در چارچوب نقش مادریاش بازتعریف میشود.
در نهایت، میتوان گفت که در فیلمهای بنینی، شخصیتهای زن در نقشهایی متنوع پرداخت میشوند. اگرچه برخی از فیلمهای او همچنان زنان را در قالبهای سنتی همسر و مادر به تصویر میکشند، آثار دیگرش زنانی خودکفا و صاحب اراده را به ما نشان میدهند که خود، موتور محرک داستان فیلماند.
این زنان، همچون «ماریا» در «جانی استکینو» و «جسیکا» در «هیولا»، به جای انفعال و پذیرش سلطه مردان، قادرند سرنوشت خویش را تغییر داده و کنترل آن را به دست گیرند.
🔗 (پایان بخش دوم[آخر])
📚 « زنان؛ هوس و قدرت در سینمای ایتالیا »
✍️ نویسنده: مارگا کوتینو-جونز
✍ ترجمه: مهران محمدی
🎥 | #History_of_Cinema
🌀 | @Perspective_7
Post #1162
222