▪️جایگاه و کنشگری زنان سینمای ایتالیا (۱)
▪️فمینیسم در سینمای ایتالیا در دهه ۱۹۹۰
در دهه ۹۰ میلادی، سینمای ایتالیا شاهد ظهور فیلمهایی از کارگردانان زن و مرد بود که در پی ارائه روایتی نوآورانه از شخصیت زن و روابط میان زنان و مردان بودند.
سینمای ایتالیا در این دوره، شاهد گرایشی به سوی «مرکززدایی از مردانگی» و در نتیجه، فعالسازی پتانسیلی نوین برای «کنشگری زنانه» بود؛ مسیری که به لطف رویکردهایی که مردان را به سخره میگرفتند و بر خودآگاهی زنان تأکید داشتند، در دهههای بعد نیز ادامه یافت.
در این دوران، برخی از بهترین کمدینها و کارگردانان مرد سینمای معاصر ایتالیا، نظیر بنینی، تروئیزی و نیکتی، در کنار فیلمسازان زن بسیار خوشآتیهای چون «فرانچسکا آرکیبوجی» و «کریستینا کومنچینی»، به عنوان چهرههای برجسته سینما شناخته شدند.
● «جانی استکینو» (۱۹۹۱)
● بررسی سینمای روبرتو بنینی
شهرت جهانی روبرتو بنینی با فیلم جانی استکینو (۱۹۹۱) کلید خورد؛ فیلمی که روایتی بسیار نامتعارف از زنان به دست میدهد. ماریا، قهرمان زن فیلم، شخصیتی باهوش و کاردان است که سررشته زندگی مردان داستان را در دست میگیرد و الگوی جدیدی از زن را به تصویر میکشد؛ زنی که دیگر از به دست گرفتن ابتکار عمل در زندگی خود و دیگران هراسی ندارد. ماریا، حتی در دل یک محیط سنتی و مردسالار در سیسیل، قواعد عمیقاً ریشهدار پدرسالارانه را زیرکانه به چالش میکشد.
همچنین، این فیلم هجویهای گزنده بر شخصیت مافیایی متکبر و روانپریش است. هسته کمدی فیلم بر شباهت فیزیکی حیرتانگیز میان دو شخصیت متضاد بنا شده است: جانی استکینو، یک مافیایی اهل سیسیل، و ماریو، مددکار اجتماعی سادهدلی که راننده اتوبوس کودکان معلول است.
ماریا در فلورانس با ماریو روبرو میشود و با پی بردن به این شباهت، نقشهای میکشد تا ظاهراً به نفع معشوق مافیاییاش از آن بهره ببرد. او با سوءاستفاده از دلباختگی ماریو، او را به سیسیل دعوت میکند تا در نقش جانی استکینو واقعی ظاهر شود؛ همان رئیس مافیایی که از ترس دشمنانش در ویلایی مجلل پنهان شده بود.
نقشه ماریا این است که پس از کشته شدن ماریو به جای جانی، معشوقش بتواند فرار کرده و زندگی تازهای را با او آغاز کند. اما در نهایت، ماریا نقشه را دنبال نمیکند و جانی استکینو واقعی را به دست دشمنانش میسپارد. با این کار، او جان ماریو را نجات میدهد و همزمان، ناخواسته بر بار کمدی فیلم میافزاید.
در این فیلم، این زن است که سکان هدایت کنش روایی را در دست دارد. او همچنین مأموریتی اخلاقی را به دوش میکشد، زیرا قدرت پاداش دادن به خیر و مجازات شرّ را از آن خود میکند. از اینرو، ماریا کارکردی کلیدی در روایت دارد؛ او تعلیق را تا پایان حفظ میکند و هرگز نیات و احساسات واقعی خود را برای کسی فاش نمیسازد.
این رویکرد، تصویر سنتی زن به عنوان موجودی منفعل و اسیر احساسات را کنار میگذارد و به جای آن، سیمایی مردانهتر از زنی را ترسیم میکند که همچون مردان، با عقلانیت و جاهطلبی حرکت میکند. خیانت او به معشوق مافیاییاش، در نهایت برای او جایگاهی محترم در جامعه به ارمغان میآورد.
با این اوصاف، شاید بتوان جانی استکینو را فیلمی دانست که طبق نظر رابین وود، تنها جایگزین برای زن «خوب» (همسر یا مادر) را زنی «دورو، بیاحساس و با ویژگیهای مردانه» معرفی میکند. با اینحال، به گمان من، فیلم از این دستهبندی میگریزد.
گفتمان فیلم با به سخره گرفتن شخصیت مرد مافیایی و برجسته کردن تکبر و خشونت او، دائماً اقتدارش را تضعیف میکند. در مقابل، بر الگوی متفاوتی از مردانگی تأکید دارد که در شخصیت ماریو تجلی مییابد: مردی که سادگی و مهربانیاش نه تنها در قبال دوست معلولش، بلکه در برابر ماریا به عنوان یک زن نیز آشکار است. ماریا نیز در عوض یاد میگیرد که فارغ از جنسیت، برای انسانیتِ او ارزش قائل شود.
بنابراین، حتی اگر ماریا در پایان از نظر مالی از مرگ جانی استکینو سود میبرد، انتخاب او بیش از آنکه تصمیمی مادی باشد، همچون تلاشی برای یافتن یک زندگی و رابطه بهتر به تصویر کشیده میشود. فیلم با پرهیز از قضاوتهای اخلاقی یا احساسی درباره ماریا، تصویری عینی از زنی خلق میکند که احساسات و باورهایش را برای خود نگه میدارد.
• 𝑱𝒐𝒉𝒏𝒏𝒚 𝑺𝒕𝒆𝒄𝒄𝒉𝒊𝒏𝒐 (𝟏𝟗𝟗𝟏)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑹𝒐𝒃𝒆𝒓𝒕𝒐 𝑩𝒆𝒏𝒊𝒈𝒏𝒊
🔗 [ادامه دارد..]
🔗 (پایان بخش اول)
📚 « زنان؛ هوس و قدرت در سینمای ایتالیا »
✍️ نویسنده: مارگا کوتینو-جونز
✍ ترجمه: مهران محمدی
🎥 | #History_of_Cinema
🌀 | @Perspective_7
Post #1149
240