ژان پییر ملویل:
• سکانس افتتاحیه ارتش سایهها
▪️اعضای حقیقی نهضت مقاومت فیلم را خیلی دوست داشتند، این طور نیست؟
▫️بله؛ نامههای زیبایی دریافت کردم و وقتی فیلم را در نمایش خصوصی به بیست شش عضو بالای نهضت مقاومت نشان دادم، توانستم شاهد تأثرشان باشم. آنها همه ژربیه، ژردی و فلیکس بودند. آنری فرنه به من گفت: « در دسامبر ۱۹۴۲، به عنوان رئیس جنبش مبارزه مجبور شدم به پاریس برگردم با وجودی که هیچ تمایل نداشتم شهر اشغال شده را ببینم. وقتی در ایستگاه مترو اتوال پیاده شدم، بالای سرم صدای پا شنیدم این صدای آهنگین خیلی تعجبم را برانگیخت. وقتی به شانزهلیزه رسیدم ارتش آلمان را دیدم که در سکوت رژه میرفتند. در یک لحظه سربازان مارش را شروع کردند؛ و شما این را در ابتدای فیلمتان بازسازی کردید؟! » میدانید برای صداگذاری این صحنه از صدای واقعی پای آلمانها استفاده کردم؟ تقلیدناپذیر است. فیلمبرداری یک رژه آلمانی در شانزهلیزه یک ایده جنونآمیز بود. حتی امروز باورم نمیشود که توانستم این نما را بگیرم. هیچکس قبل از من موفق به این کار نشده است. حتی وینسنت مینهلی برای چهار سوار آخرالزمان (۱۹۶۲) چرا که از زمان جنگ جهانی اول یک سنتی به وجود آمد که حتی حضور بازیگران را با یونیفورم آلمانی در شانزهلیزه ممنوع میکرد. یک آلمانی میخواست به هر قیمتی این نما را از من بخرد چون در آلمان فقط تصاویر سیاه و سفید از رژه دارند. برای گرفتن این نما که شاید گرانقیمتترین نما در تاریخ سینمای فرانسه باشد، بیست و پنج میلیون آب خورد. ابتدا به من خیابان لنا را دادند تا بتوانم چند بار تمرین کنیم. ساعت سه شب تمام رفت و آمدها متوقف شد، برای نورپردازی فقط چراغهای گازی روشن شدند و افراد یونیفرم پوشیده رژه رفتند. نمایشی رؤیایی بود. واگنرگونه. این در فیلم نیامد. قسم میخورم که منقلب شده بودم. بعد، ترسیدم. وقتی آنموقع در شانزهلیزه فیلمبرداری میکردم از خودم پرسیدم ساعت شش صبح چه پیش خواهد آمد. میدانید، در تمام نماهایی که در زندگیام گرفتهام دو نما هست که به آنها واقعاً افتخار میکنم. همین نماست و نمای دقیقه ۹ و ۳۸ ثانیه فیلم کلاه.
▪︎ ویدیو: سکانس افتتاحیه ارتشسایهها
▪︎ در مصاحبهای با روی نوگییرا (۱۹۷۳)
👤¦ #Jean_Pierre_Melville
🌀¦ @Perspective_7
Post #1104
262