▪️هنر ایران (۳)
▪️هنر دوران اسلامی
• خوشنویسی؛ معماری و صنعتگری
این اصطلاح بر ویژگیهای هنر مبتنی بر دین اسلام دلالت دارد، ولی لزومــا معـرف تـمـامـی پـدیـدههـای هنری مسلمانان نیست. هنر اسلامی در این معنا، محصول تمدنی است که طی چندین قرن در قلمرو وسیع اسلام - از هند تا اسپانیا - شکوفا بود و سنتهای هنری پایداری نیز به بار آورد.
هنر اسلامی دارای ماهیت دینی و معنوی است که نه فقط در بارزترین مظهر آن، یعنی معماری مسجد، بلکه همچنین در عرصههای خوشنویسی، هنر تزیینی و هنر تصویری نمایان شده است. با اینحال، هنر اسلامی بیش از آنکه حاوی صور و موضوعات مذهبی باشد، تبلور روح ایمان توحیدی مسلمانان است در قالبی انتزاعی.
مسلمانان الگوهای اساسی هنرشان را در هر دوره و با هر وسیله هنری ممکن برای مقاصد دنیوی نیز به کار گرفتهاند. دستاوردهای هنری آنان هم از تنوع بسیار و هم از وحدت بینشی و زیباییشناختی بسیاری برخوردار است ولی در درون مرزهای جهان اسلام فرهنگهایی چون اسپانیایی، اسلامی، گورکانیِ هند، ترکی عثمانی و غیره نیز پدید شدند که اگرچه همگی به آرمانی یگانه وفادار بودند، هر کدام خصوصیاتی متمایز از همسایگان و اسلاف خود کسب کردند. بنابراین، سنتهای هنری اسلام با آنکه همگن و یکدست هستند برخی تفاوتهای محلی و منطقهای نیز از خود نشاندادهاند.
• خوشنویسی؛ والاترین هنر اسلامی به شمار میآید زیرا وسیلهای برای تجسم کلام وحی است. و به هنرهای دیگر صورت و معنای زیبا میبخشد. نقوش اسلیمی یا هندسی حتی بیش از خط زیبا برای آرایش سطوح اشیای مختلف - از سفالینهها و ظروف فلزی گرفته تا دیوارههای مساجد بزرگ - کاربرد داشتهاند. صور حیوانی و انسانی نیز آمیخته با عناصر تزیینی و به شیوه چکیدهنگاری بر صفحه کتابها و قالبها و بر روی اشیای کوچک و بزرگ ظاهر شدهاند. اما مجسمه همه جانبی، پدیدهای بسیار نادر در سراسر هنر اسلامی است. به طور کلی اگر هنرمند مسلمان موجود زندهای را به صورت سه بعدی مجسم نماید رویه مجسمه را با انواع نقوش میپوشاند؛ و اگر تصویری دو بعدی بیافریند، آن را بهطریقی تابع طرح کلی تزیینی میکند.
در سازماندهی عناصر قواعد معینی به کار گرفته میشود. هنرمند مسلمان در ترکیببندی کار خود به هیچ عنصری بیش از حد مطلوب اهمیت نمیدهد. بدینسان لذت بصری از تاثیر عمومی عناصر حاصل میآید و نه از جزئیات خاص. در حقیقت، کیفیت انتظام کلی طرح است که حس هماهنگی را در بیننده بر میانگیزد. طراح با وسواس زیاد تمامی سطح را با نقشها میپوشاند و برای اجتناب از آشفتگی ناشی از ازدحام عناصر اصل تقارن را به کار میگیرد. قرینهسازی به او امکان میدهد که اجزای متناظر را به حالت تعادل درآورد. کاربست آگاهانه این اصول که همواره با مهارت فنی توام است آرامشی چشمگیر در طرحهای پیچیده و سرشار از رنگ ایجاد میکند.
هنرمند مسلمان، شیفتگی به نور و رنگ و شعور هماهنگ کردن رنگها را همه جا در کار خود آشکار میسازد. جلوۀ نقوش حجاری و گچبری در تباین نور و سایه دو چندان میگردد. رنگ و جلای کاشیهای مناره و گنبد و دیوار چشم را مینوازد. فامهای درخشان و لعاب سفالینهها در دیگر هنرهای جهان بینظیرند. رنگبندی قالبها و منسوجات و تذهیب کتابها نیز از کیفیتی عالی برخوردارند. ولی شاید غنیترین هماهنگی رنگی را بتوان در نگارگری ایرانی دید؛ جایی که کارکردهای تزیینی و بیانی رنگها به هم میآمیزند.
• در صناعت؛ صنعتگر مسلمان مصالحی معمولی، بدون تکلف و حتی گاه کم دوام بـه کـار مـیبــرد و در کرانههای مدیترانه، سنت پیشین کار با سنگ ادامه پیدا کرد. ولی در نواحی شـرقـی بـه سـبب کمیابی سنگ، کاربرد آجر رواج بیشتری داشت. بهطور کلی حجاری و گچبری و کاشیکاری در تزیین بناها متداول بودند. موادی چون طلا و نقره و سنگهای قیمتی به ندرت در هنرهای تزیینی مورد استفاده قرار میگرفتند. (شاید بتوان گفت که صنعتگر مسلمان بنابر اعتقادی که در پرهیز از تجمل دنیوی داشت سفالینههای لعابدار درخشان را جایگزین ظرفهای زرین و سیمین ادوار گذشته کرده بود).
از اینرو اشیای پرمصرفی چون لوازم منزل عمدتاً مفرغی و برنجی بودند. سطح سفالینهها غالباً با لعابهایی به رنگهای فیروزهای، لاجوردی، آبی، قرمز، زرد و سبز پوشانیده میشد. لعاب کاشیها نیز تقریباً چنین تنوعی را داشت. با این حال سفید، آبی و طلایی، متداولترین رنگها در انواع هنر اسلامی بودهاند.
🔗 (ادامه دارد...)
📚 کتاب « تاریخ هنر ایران و جهان »
✍️ نویسنده: فرهاد گشایش
📚| #Art_History
🌀| @Perspective_7
Post #1092
296