■ ۸ قانون برای نگارش یک شخصیت دوستداشتنی
● ۱. شخصیت باید دارای یک نقطه ضعف داشته باشد. این نقطه ضعف میتواند جسمانی یا نفسانی باشد. مثلا اینکه شخصیت رازدار نباشد یا در کلامش لکنت داشته باشد. نقطه ضعفهای یک شخصیت باید وجوهی دیگر از شخصیت را آشکار کنند تا مخاطب بواسطه نقصها و نقطهضعفهای شخصیت، بتواند به او نزدیک شود. نقطهضعفها همیشه ویژگی بدی نیستند، بلکه میتوانند یک قدرت یا یک توانایی بخصوص محسوب شوند.
● ۲. شخصیت باید آسیبپذیر باشد. این مورد در نسبت شخصیت با جامعه و بحرانهای روانی فرد نقش میگیرد. مثلا اینکه شخصیت زود عصبی میشود و یک تروما داشته باشد. این مورد دال بر خریدن رقت یا جلب ترحم بر شخصیت نیست. از این حیث آسیبپذیریِ شخصیت باید در لایه زیرینتری از کننشها برای مخاطب قابل درک و دریافت باشد. نه اینگونه که نقصها و ناتوانیهای شخصیت اورا آسیبپذیر و مظلوم نمایش دهد.
● ۳. شخصیت باید اشتباه کند. این اشتباه میتواند هامارتیا (لغزش) باشد یا هوبریس (تمرد). هرچه باشد باید آن اشتباه، مسیر زندگی شخصیت را دستخوش تغییر کند. گاه شخصیت خودآگاهانه دست به یک اشتباه میزند تا نقشهای را به پیش ببرد، و گاه در دامگه حادثهای دچار یک لغزش میشود. اما هرچه باشد، وقوع اشتباه شخصیت را برای مخاطب دستیافتنی، ملموس و نزدیک به خود نشان میدهد.
● ۴. شخصیت باید یک ویژگی بارز داشته باشد که اورا از سایر شخصیتها متمایز و متفاوت کند. این تمایز البته صرف جدایی او از مردم و دیگران نیست. هرچه میزان ویژگیهای او در نسبت با اطرافیان و محیطش شکل بگیرد ملموستر و منطقیتر است، تا آنکه شخصیت یک تافته جدابافته باشد.
● ۵. شخصیت باید یک چارچوب اخلاقی و یک خط قرمز داشته باشد. او باید برای خود یک اصول اخلاقی را داشته باشد تا بنا بر آنچه که اعتقاد دارد رفتار کند. مرز باورهای او باید ملموس و قابل فهم باشند و مابهازای بیرونی صحیحی داشته باشند. بدین ترتیب، باورهای یک شخصیت باید کنشمند باشند تا شخصیت را وادار به کنش و انتخاب کند، نه که صرفا تماشاگر باشد.
● ۶. شخصیت باید مسئولیتپذیر باشد. یعنی باید مسئولیت کرده خودرا در جهان داستان بپذیرد. بسته به چارچوب اخلاقی و فکری، شخصیت پای آن چیزی که بدان باور دارد میایستد. این لزوما دال بر رفتاری صحیح و کرداری نیکو نیست. ممکن است یک شخصیت منفی بنابر عهدی که به همکارش داده است برای بزهکاری خود توجیه بیاورد تا مسئولیت عهدی را که داده به نحو احسن انجام دهد.
● ۷. شخصیت باید صادقانه و واقعی عمل کند. ما باید بتوانیم باورش کنیم. این صداقت دال بر مفهوم واژه صداقت نیست. اگر تمامی این گامهه درست بود، درنتیجه صداقت شخصیت بسته به عملکرد، باورها و جهان فکریِ او بازتعریف میشود. واقعی عمل کردن شخصیت، یعنی آنچه میتواند معقول و منطقی در نسبت باورهای شخصیت با منطق جهان اثر رخ دهد. از این حیث واقعی و صادقانه عمل کردن شخصیت، صرف یک جمله اخلاقی نیست.
● ۸. شخصیت باید ویژگیهای مثبتاش بر ویژگیهای منفیاش غلبه داشته باشد. این مورد در امتداد با سایر گامها بعنوان نکته آخر البته که بعنوان یک نکته همیشگی در نگارش متن فیلمنامه لحاظ نمیشود، اما برای ایجاد یک شخصیت دوستداشتنی، بایستی توازنی میان ویژگیهای مثبت و منفی او برقرار کرد، تا مخاطب بتواند ضمن همذاتپنداری بیشتر با شخصیت، در قضاوتهای اخلاقی داستان، اورا با انتخابهای نیک و آگاهانهاش شناخته و سپس ارزیابی کند. هرچه انتخابها و کنش و واکنشهای شخصیت، از توازن ویژگیهای مثبت و منفیِ او، به سمت نیکی و نیکوکاری، انسانیت و انساندوستی حرکت کند، مخاطب نیز شخصیت را بیشتر دوست خواهد داشت. و دست آخر، ارزیابی نهایی با مخاطب است که همیشه با بررسی ذهنی در برقراری توازن میان ویژگیهای مثبت یا منفی شخصیت، تصمیم میگیرد که شخصیت را دوست داشته باشد و یا نداشته باشد.
📇 | #ScreenWriting
🌀 | @Perspective_7
Post #1055
248