▪️هـنر ایران (۲)
▪️هنر دوران اسلامی
● دوران اسلامی
در فلزکاری، ابتدا، سنتهای پیشینی تقریباً بطور کامل برقرار بودند؛ چنانکه غالباً تشخیص ظروف متعلق به قرون اولیه هجری از ظرفهای ساسانی مشکل است، ولی از سده دوازدهم/ششم هجری، اسلوب جاگذاری قطعات طلا و نقره و مس بر روی مفرغ و برنج به موازات فنون برجستهکاری و کندهکاری رشد کرد.
فلزکاران از طریق جاگذاری فلزات مختلف میتوانستند جلوههای متنوع رنگینی برسطح ظروف ایجاد کنند. دو روش متباین یا مکمل یکدیگر همیشه در ایران معمول بود؛ یکی آنکه سراسر رویه ظرف را با نقوش متعدد میپوشانیدند؛ دیگر آنکه زمینه را خالی و ساده میگذاشتند تا نقش، برجستهتر به نظر آید.
فلزکاران در برخی موارد از طرحهای نگارگران بهره گرفتند؛ و بدینسان، پیکرههای آدم و حیوان را همراه با نقوش گیاهی و هندسی برای تزیین سطح ظروف به کار میبردند. خوشنویسی نیز، غالباً، رکن اساسی در طرحها بود.
بسیاری از صور نقشمایههای ظروف اشکانی و ساسانی در سفالگری دوران اسلامی نیز پابرجا ماندند؛ ولی سفالگران مسلمان در روش ساخت و استفاده از لعابهای متنوع بر اسلاف خود پیشی گرفتند. اوج تکامل این هنر در اواخر سده دوازدهم/ ششم هجری است و مراکز عمده آن شهرهای "کاشان و ری" بود. سفالینههای لعابی برجای مانده از این زمان نه فقط از جنبه ابداع و مهارت فنی بلکه به لحاظ نقوش و تصاویر و خطوط زیبا ممتازند.
بهطور کلی در "ری" عمدتاً از نگارگری برای تزیین استفاده میشد؛ حال آنکه در "کاشان" طراحی و خوشنویسی برای آراستن ظروف متداولتر بود. مجالس بزم و شکار و تصویر جانوران افسانهای در بسیاری از این ظرفها نمایانگر ویژگی نقاشی عهد سلجوقیان است.
استفاده از نقشمایههای قدیم در هنر بافندگی نیز معمول بود در سدههای دهم تا دوازدهم/ چهارم تا ششم هـ.ق، طراح و بافنده هر دو به کمال استادی دست یافتند. استحکام طراحی و تنوع جلوههای رنگی و سایر کیفیات ملحوظ در دیگر هنرهای بصری را در حریرهای این زمان هم میتوان دید.
پارچههای ابریشیمینِ عهد صفویان نیز تحول تازهای را در هنر بافندگی نشان دادند. در همین دورهی طراحی، رنگآمیزی و ظرافت بافتِ قالی به نهایت کمال رسید، و آوازهی زیبایی قالی ایرانی، سراسر جهان را فراگرفت.
سنتهای هنر اسلامی، بهخصوص در عرصههای خوشنویسی و هنر تزیینی، تا به امروز نیز ادامه یافتهاند. اما تحول مهم دیگری در این هنر به وجود نیامده است. در واقع پس از قرن دوازدهم هجری، به سبب فشارهای غرب، قدرت سیاسی کشورهای اسلامی رو به کاهش رفت و به موازات آن آفرینش هنری نیز به سستی گرایید. به سخن دیگر، رویکرد فزایندۀ هنرمند مسلمان به قالبهای اروپایی، باعث تضعیف اطمینان او به ارزشهای خودی شد؛ و یا ناباوری به سنتهای گذشته موجب شد که او توجه خود را به هنر غربی معطوف کند. تنها در زمانهای اخیر است که میراث هنر اسلامی مورد ارزیابی جدی قرار گرفت.
امروزه، شماری از هنرمندان نوگرا در کشورهای اسلامی برای دستیابی به تشخص هنری مـیکوشند میراث سنتی خود را با «مدرنیته غربی» ترکیب کنند. چنین است که مثلاً مکتب «سقاخانه» (ایران)، گروه «شِمِر» (مصر)، مکتب تونس و گروه بغداد مسیرهای تقریباً مشابهی را در کارشان نشان دادهاند.
🖼 بخشی از دیوارنگاره: جشن شاهانه،
پنجیکنت (سمرقند). سده ۸/۷ میلادی
🔗 (ادامه دارد...)
📚 کتاب « تاریخ هنر ایران و جهان »
✍️ نویسنده: فرهاد گشایش
📚| #Art_History
🌀| @Perspective_7
Post #1053
219