▪️ «مصاحبه محمد ابراهيمیان با محمدرضا شجریان » (۱)
➖ روزنامه اطلاعات، ۸ فروردین ماه ۱۳۵۷
ابراهیمیان:
- آقای شجریان هنرمند موسیقی، استاد خط هم هست. البته استاد شجریان در این خصوص تعارف میکنند که تمجیدهایشان را اغراقآلود میخوانند؟
شجریان:
- نه، واقعیت است، حس میکنم که اغراق میکنند. شاید هم این دلبستگی شدید مردم به من بخاطر این است که هنرمندان ما امتحان خود را خوب پس ندادهاند و از نظر عاطفی نتوانستهاند با مردم رابطهای برقرار کنند، و اگر رابطهای داشتهاند ایجاد آن رابطه صرفا به خاطر مادیات بوده است.
ابراهیمیان:
- هرچند نابخردانه است، اما مادیات چیزی نیست که انسانِ وامانده را وسوسه نکند. اگر انگشت شمار کسانی هستند که خطای مادیات را به لقایش بخشیدهاند، یک حس شخصی است که به این سادگی ها هم بدست نمیآید. یعنی که شجریان تاکنون به دام این وسوسه نیفتاده؟
شجریان:
- گاهی اوقات میشد که به علت رنجشهایی که از آدمها میدیدم قصد میکردم موسیقی را کنار بگذارم، اما در عمل میدیدم که این یک امر غیر ممکن است، چون من به هيچ وجه نمیتوانم از موسيقي جدا باشم و اگر که هیچگاه وسوسه نشدهام تنها به دليل تربیت خانوادگی من است. پدرم از آن دسته آدمهایی است که به امور دنیوی پشت پا میزنند. او تنها به معنویات میاندیشد و اگر من بیش از حد او را ارج مینهم به این خاطر است که جدا از پدر بودن، خوی پسندیدهای دارد که سخت والاست. طبیعی است که مهمانیها و کابارهها هیچگاه نتوانستهاند مرا وسوسه کنند. اوایل گاهی در بعضی بزمهای شبانه دوستانه شرکت میکردم، اما آنقدر رنجش پیدا کردم که به کلی رابطه من با این نوع مجالس و محافل قطع شد.
ابراهيمیان:
- در مورد شجریان گذشتن از ماديات البته طبیعی است، در عین حال کمی هم از خودگذشتگی نیاز دارد بویژه آنکه شجریان طلبه بودن خودش را از یاد نبرده است. باید ایمان داشت که به چنین حسی دست یافت.
شجریان:
- ایمان و از خودگذشتگی را قبول دارم. هم چنین بیتوجهی به مکنت دنیا. در مورد طلبگی بگویم که کوشش من در تعقیب موسیقی درست ایرانی، از عشق و علاقه گذشته و به لجاجت رسیدهاست. یعنی بارها به مرحلهای رسیدهام که برای فراگیری لج کردهام و خوب البته استفاده معنویاش را هم بردهام.
ابراهيمیان:
- این شجریان با این ویژگیها و آگاهیها طبعا میباید خودش را برای مردمی که او را میخواهند حفظ کند.
شجریان:
- بله مطلقا سیگار نمیکشم، حتی همنشینی و همسفر بودن با آدم سیگاری آزارم میدهد. با هیچ نوع انس و الفت ندارم. ضمن اینکه گریزانم و بسیاری از دوستانم را که اهل دود و دم بودند واداشتم که از خیر دود بگذرند. مشروب نمیخورم - شبانه روزی هشت ساعت میخوابم - جمعهها کوهپیمایی میکنم برای نفس، فقط آمادگی حنجره و تمرين صدا میکنم. غیر روزهای تعطیل نوارهای اساتیدم را گوش میدهم که در ذهنم تکرار بشوند و گاهی هم به استفاده از یک قطعه بطریق دیگر یا پیوند حالات و قطعات یک دستگاه به دستگاه دیگر میاندیشم. گوشت و چربی کمتر میخورم و به میوه و سبزی میپردازم، چون پرهیز از خوردن گوشت حيوانات روحانیتی هم در من ایجاد میکند که برایم لذتبخش است. در مورد رابطهام با شعر بگویم که مطالعه شعر و انتخاب آن و همینطور آهنگسازی روی کلمات شعر نیروی خلاقه را برای اجرای برنامه، تقویت میکند. به جناب "حافظ" بخاطر علو طبعش عشق میورزم، با شعر اوست که انسان به آسمانها عروج میکند. اگر شعر خوب در اختیارم نباشد هیچگاه نمیتوانم آواز خوب بخوانم و انتخاب حافظ بدان جهت است که هر هنرمند زرگری یک نوع گوهر را تراش و صيقل میدهد. شعر حافظ هم برای من یک گوهر است.
ابراهیمیان:
- در همین جشن هنر اخیر بود که به هنگام اجرای "نوا" در شب پایانی برنامههای شجریان، دیدم که شما مضطرب شدهای در گوشههایی از این دستگاه آواز شجریان دچار خدشهای شد. آیا عامل ان اضطراب حضور كثير مردم در حافظیه بود یا که مساله دیگری ؟
شجریان:
- اضطراب که نه، چون من همیشه به اندازه کافی تمرین دارم که مضطرب نشوم. از سوی حنجره و تمرکز فکری نیز آماده هستم، اما آن شب در حافظیه نمیدانم چه اتفاقی افتاد که بعد از گوشه "نهفت" که اوج دستگاه "نوا" است و به فرود نوا منتهی میشود قرار بود...
[ادامه در پست بعد]
🔗 (ادامه دارد..)
▪️ مصاحبهای با محمدرضا شجریان
▪︎ روزنامه اطلاعات: شماره ۱۵۵۷۰
🎤| #Interview
👤| #About_Music
🌀| @Perspective_7
Post #1045
304