| علوم امرواقع؛ علوم ذات (۱)
| پدیدار شناسی و علوم ایدتیک
| نویسنده: متیسون راسل
برداشت هوسرل از شناخت علمی از ملاحظهای تماماً کانتی آغاز میشود: «شناخت طبیعی با تجربه آغاز میشود و در گستره تجربه باقی میماند. »
ایده «تجربه» (Erfahrung) به همان اندازه برای هوسرل کانونی است که برای کانت. هر دو این اندیشمندان تجربه را به مثابۀ سنگ محک حقیقت علمی ستودهاند: تجربه آن چیزی است که پیش مفهومها و نظریههای ما را تأیید یا رد میکند. آنچه ما در شناخت طبیعی کشف میکنیم همانا «جهان» است؛ یعنی تمامیت ابژههای متفرد که به احتمال میتوانند به تجربه در آیند.
جهان، که تمامیت ابژههایی چنین را در بر میگیرد، همان چیزی است که هوسرل «واقعیت» (Realitat) میخواند. علوم [مختلف] تمامیت ابژههای واقعی را میان خود تقسیم میکنند. بنابراین به هر علم نوعی «ابژه-حوزه» (Sachgebeit) تعلق میگیرد؛ «ابژه-حوزه»ای که هر علم، از طریق تجربه مستقیم خود آن ابژهها، یعنی از طریق مشاهده و آزمون به دنبال توصیف و فهم آن است.
فیزیک، شیمی، زیستشناسی، روانشناسی، جامعهشناسی، انسانشناسی و دیگر علوم، هر یک، واجد حوزۀ منفک ویژه خود از ابژههایند که هر یک از این علوم پیرامون آنها تحقیق میکنند و تا آنجا که نتایجشان را از طریق تجربه مستقیم تأیید کنند، شایسته علم متقن اند.
این علوم که ابژهشان انواع مختلف ابژههای یافت شده در تجربه است، «علوم تجربی» یا «تَجربی» خوانده میشوند. این علوم، علوم [مربوط به] «امر واقع» اند.
با این همه، هوسرل چنین لحاظ میکند که هر ابژهی متفرد علاوه بر خصلتهای فیزیکی و نسبتها و دیگر امور توصیفپذیر، واجد نوعی «مفهوم» (Concept)، یا دقیقتر، واجد نوعی «ذات» (Wesen) است. یعنی هر ابژه متفرد که ما در جهان مییابیم، این یا آن چیز است؛ برای مثال، این یک گربه سیامی است [و] آن یک اتم کربن و آن یکی یک سنگ آتشفشانی.
ذوات؛ همان چیزهایی هستند که ما، به هنگام پاسخ گفتن به پرسش «این چیست؟» در قالب نام میآوریمشان میشود: یک «ذات». یک ذات صرفاً به مثابۀ «چیستی یک امر متفرد) تعریف میشود. (یک "امر متفرد" ابژهای منفرد یعنی ابژهای جزئی [و] غیر - جامع است)
🔗 (ادامه دارد...)
📚 « راهنمای سرگشتگان: هوسرل »
✍️ مترجم مجید مرادی
▪️ ¦ #Aesthetic
🌀 ¦ @Perspective_7
Post #1025
163