TGViewer
پرشین توییکس 😎 پرشین توییکس 😎 @persiantwix · 1.13M subscribers
Post #10980 8.6K
دوستی داشتم که سربازیش افتاده بود سردشت،خیلی ناراحت بود؛ اصلاً دلش نمی‌خواست بره. پدرش بهش گفته بود نترس،من اونجا آشنا دارم،می‌سپارمت،اصلاً اذیتت نمی‌کنن. خلاصه راضیش کرده بود. وقتی رفته بودن پادگان،پدرش به سرباز دم در گفته بود حواست به پسر ما هم باشه،بعد برگشته بود. :)

»Armin«

💠 @PersianTwix
  • 🤣 882
  • 💔 55
  • 😭 8
  • 🫡 7
  • 😐 4
More from @persiantwix
  1. Sep 29, 2026Post #10981
  2. Sep 29, 2026بچه‌ها یک کارت بانکی داشتم هرروز به اندازه‌ی پول یک پاکت سیگار توش پول میزدم که سیگار را ت…
  3. Sep 29, 2026یه بارم داشتیم اسم فامیل بازی میکردیم من غذا با "خ" رو نوشتم خربزه با نون پنیر ، این در حا…
  4. Sep 29, 2026یه خانمی تو توییتر بهم گفتن که مادرشون روزای اخر ، بلعشون به مشکل خورده بود و برای رفع تشن…
  5. Sep 29, 2026من همیشه ترس اینو داشتم که اگه بازم جنگ شه باید ول کنیم به مدت نامعلومی بریم داهات. تو این…
  6. Sep 29, 2026پدر بزرگم فوت شده بود مامانم خيلي ناراحت بود اومدم شوخي كنم گفتم تازه يتيم شدي برو خداروشك…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →