#نکات_ترجمه #کلمات_دخیل_در_فارسی #تلفظ_نامهای_خاص #روبوت
حوصله کنید که این متن طولانی شد و آن را در سه بخشِ پیاپی میفرستم. بخش اول:
مدتی پیش یکی از دوستانِ مترجمم از من پرسید (نقل به مضمون): «میدانم که کوهِ Olympus به المپ ترجمه شده و همین هم جا افتاده. من اما وزن و ظاهرِ المپیوس را بیشتر دوست دارم. به نظرت هیچ راهی هست که به جای المپ، بنویسم المپیوس؟ ممکن است کسی حمل بر بیسوادیام کند؟»
اما جوابِ کوتاهِ من: راستش ذهنِ من در این مورد پیرمردانه کار میکند. فرانکوفیل هستم، یعنی به رغمِ علاقهام به انگلیسی و به رغمِ این نکته که مترجمِ انگلیسیام تلفظِ فرانسویِ واژهها را در فارسی خوشآهنگتر میدانم. اما خیلی از شما آنگلوفیلها هم حاضر نیستید درست و حسابی انگلیسی را بپذیرید، چون هنوز که هنوز است تلفظِ فرانسویِ واژههای اروپایی (احتمالاً ناخواسته) به گوشتان خوشتر مینشیند (شاهدِ مثال: استاتوس برای کلمهی Status در فیسبوک).
اما در موردِ نامِ این کوه: مشکلِ «المپیوس» که تو ترجیح میدهی این است که نه انگلیسی است، نه یونانی، نه فرانسوی. اگر از آهنگِ اُلَمپ خوشت نمیآید، یا باید از روی دستِ انگلیسیها بنویسی آلیمپوس/آلیمپِس یا به یونانی اوُلیمپوس/اولومپوس. اگر بنویسی «اولیمپوس» (یونانی) اولاً غلط میکند کسی انگِ بیسوادی به تو بزند، ثانیاً منطقِ درستوحسابی پشتِ سرِ این انتخاب است [= منطقِ ارجاع به زبانِ اصلیِ واژه]. اما المپیوس شترگاوپلنگ است؛ به چه زبانی است؟ انگلیونسَوی؟!
از ورودِ المپ به فارسی احتمالاً یک قرن گذشته؛ به هر دلیلی تلفظِ فرانسویِ واژه را پذیرفتیم و حالا سابقهای یافته. اما اگر بنویسی آلیمپوس (انگلیسی)، باید بتوانی بگویی چرا تلفظِ انگلیسی را به اصلِ یونانی یا به فرانسویِ سابقهدار در فارسی ترجیح دادی. میتوانی توجیه کنی؟ / پایانِ جواب.
نکته: دقت کنید که وقتی همکارِ کاردرستم به جایِ اوُلیمپوس/اولومپوسِ یونانی و المپِ فرانسوی میگوید «المپیوس»، یا وقتی گوگلکردن نشان میدهد که این واژهی شترگاوپلنگ را فارسیزبانان 330,000 مرتبه در اینترنت به کار بردهاند، یعنی یک جای کار میلنگد. اولاً معلوم میشود کسی با تلفظِ انگلیسیِ واژه «راحت» نیست؛ وگرنه همه مینوشتند آلیمپوس/آلیمپِس. گویشوَرهای فارسی آنقدر کلمه را پیچاندهاند تا به المپ نزدیکتر شود و آسانتر در دهان بچرخد. ثانیاً معلوم میشود «خیلی» از کسانی که وسطِ صحبتِ فارسیشان انگلیسی میپرانند، یا بیدقتاند یا سوادِ درستوحسابی ندارند یا مبتلا هستند به تنبلیِ ذهنی.
دوستِ دیگری دیروز نوشت (نقل به مضمون): «سؤالی داشتم در موردِ جایگزینِ فارسیِ robot. توی اینترنت سه حالت را نوشتهاند: ربات، روبات، روبوت (و به این ترتیب: رباتیک، روباتیک، روبوتیک). از نظرِ تو کدام درستتر است. من تا حالا روبوت استفاده میکردم، ولی به نظرم با توجه به تلفظِ انگلیسیِ واژه روبات درستتر باید باشد.»
جوابم: احتمالاً بدانی من مخالفتی با پذیرشِ واژههای انگلیسی در فارسی ندارم. زبانها کوهکوه و دریادریا نکتهی آموزشی و مفید برای هم دارند. هم وامواژه برای هر زبانی خوب است، هم حتا گاهی تأثیرپذیری در مسئلهی دستورزبان، هم ساختارِ بیانِ مفاهیم و غیره و غیره. با توجه به مختصر چیزهایی که در موردِ واژههای بیگانه در زبانهای ایرانی قبل از اسلام خواندهام، گویا ایرانیان تلفظِ واژهها را از زبانِ اصلی کمابیش حفظ میکردهاند. دلیلی هم نداشت حفظ نکنند؛ معدود زبانهای فرامحلیِ جهان مستقیماً با هم در ارتباط بودند. اما بعد از اسلام کلِ دنیا پیچیدهتر شده بود. جغرافیا و نفوذِ زبانهای واسط گسترش یافت و به مرورِ زمان، آرامآرام تعدادِ زبانهای اثرگذار زیادتر شد. مثلاً واژهی یونانی از راهِ عربی به فارسی میرسید و واژهی هندی از راهِ فارسی به عربی و بعد زبانهای اروپایی. وانگهی همه یونانیدان نبودند و کتابِ یونانی هم آنقدرها در دسترس نبود. منطقی بود تلفظِ معرّبِ واژهها را بپذیریم (مثلِ موسیقی و قاطاغوریاس و فوزیقا [به انگلیسیِ امروز: Category & Physics]). بعدها مدتی کوتاه تُرکیِ عثمانی زبانِ واسطِ ما با زبانهای دیگر شد (مثلِ گمرک و قرنطینه) و کمی بعدتر هم فرانسوی. به نظرم همهی این زبانها چیزهایی به فارسی دادند و فارسی را پربارتر کردند. دمشان گرم.
[ادامه را در فرستهی بعدی بخوانید.]
@PersianSFF
Post #98
3.93K
- ❤ 1
- 👍 1