#نکات_ترجمه #ترجمه #غیر_علمی_تخیلی
به لطفِ مترجمِ کاردرستِ ادبیاتِ گمانهزن، آقای بهنام حاجیزاده، دیدم که یکی از صفحاتِ تلگرامی جملهی اولِ سه ترجمه از کتابِ نامه به کودکی که هرگز زاده نشد را با هم مقایسه کرده. جملات اینها بودند: ترجمهی اول) «دیشب متوجه شدم که وجود داری»؛ ترجمهی دوم) «امشب دانستم که وجود داری»؛ ترجمهی سوم) «آن شب حس کردم تو هستی». بعد هم به طنز پرسیده بودند که (نقل به مضمون): بالاخره امشب یا دیشب یا آن شب؟
کنجکاو شدم و بلافاصله پیِ ماجرا را گرفتم. در ترجمهی انگلیسیِ کتاب (که احتمالاً منبعِ مترجمانِ ایرانی بوده) کلمهی “tonight” آمده بود؛ در متنِ اصلِ ایتالیایی هم کلمهی “stanotte”. کلمهی “stanotte” یک قُل هم دارد با معنای مشابه: “stasera”. کلمهی “stasera” به معنای «امروز عصر» یا «اولِ شب» به کار میرود و اشاره دارد به وقتی از شب که آدم بیدار میمانَد. اما کلمهی “stanotte” (یعنی کلمهی کذاییِ ما) به معنای زمانی از شب است که میخوابیم.
پس آیا مترجمی که “tonight” را «امشب» ترجمه کرده راهِ درست را رفته است؟ ماجرا پیچیدهتر از این حرفهاست.
یک فرقِ بزرگی هست بین کلمهی «امشب» در زبانِ فارسی و مترادفاتش در خیلی از زبانهای دیگر. تا مدتی قبل، در بسیاری از کشورها (از جمله ایران و ایتالیا مثلاً) «شبانهروز» از غروب شروع میشد تا غروبِ فردایش. به همین خاطر مثلاً در خیلی از زبانها به «فردا» میگویند «صبح»؛ مثلاً در زبانِ کُردی معمولاً کلمهی «بهیانی»/bayaani (صبح) به معنای «فردا» به کار میرود (هرچند کلمهی «سْبهینی»/sbayni را هم به معنای فردا دارند). یا در زبانِ نروژی هم ایموُرِن/“i morgen” (از لحاظِ ساختاری: اِمصبح) یعنی فردا. در آلمانی هم “Morgen”/مورگِن هم به معنای فرداست، هم صبح.
گویا مردمِ ایران به محضِ اینکه شبانهروزِ بیستوچهارساعته را پذیرفتند، بخشِ زیادی از مفهومِ روز و شبِ قدیم را هم دور ریختند. امشب در فارسی یعنی: غروبِ خورشید در همین امروز، نه وقتِ خوابِ دیروزت. ما وقتی بیدار میشویم به وقتِ خوابمان معمولاً میگوییم «دیشب»، حتا اگر همین یک ساعت قبل بوده باشد. اما به نظر میآید در خیلی از زبانهای اروپایی، مفهومِ «امشب» گاهی هم در اشاره به خوابِ دیشب به کار میرود؛ مثلِ همین کلمهی “stanotte” در ایتالیایی؛ اما در انگلیسی، “tonight” مثلِ فارسیِ امروز است و اشاره دارد به شبی که در پیش است: “the night following the current day”. واژهی “tonight” به معنای «دیشب» قدیمی است و مثلاً در آثارِ شکسپیر میشود دید: “I dreamt tonight that I did feast with Caesar”؛ یعنی دیشب خواب دیدم که با سزار به ضیافت مشغولم.
(حاشیه: اثراتی از تعریفِ قدیمیِ روز/شبانهروز در فارسی باقی مانده؛ مثلِ عبارتِ «شبِ جمعه» که در مفهومِ مدرنش غروبِ پنجشنبه است.)
نویسندهی کتاب، خانم اوریانا فالاچی، مشخصاً بعد از بیداری این جمله را نوشته است؛ به نظرم در این جمله با توجه به منطقِ فارسیِ امروز، “tonight” را باید «دیشب» ترجمه کرد. به احتمالِ زیاد، مترجمِ انگلیسیِ کتاب اشتباه کرده است و کلمهی “stanotte” را به “tonight” برگردانده، درحالیکه باید به “last night” ترجمه میکرده.
نکتهی اخلاقی: 1) این مسئله از مثالهای بارزِ ابتلا به «سندرومِ فرهنگلغت» است؛ یعنی ترجمهی کلمه به اولین برابرش در فرهنگلغتهای دوزبانه. خصوصاً موقعِ ترجمهی کتابی که از زبانِ واسط ترجمه میکنید به این مسئله دقت کنید. 2) مترجمهای خارجی هم بَری از خطا نیستند.
پینوشتِ بیربط: واژهی «امصبح» را که وسطِ حرفهایم پرانده بودم اولبار یک فرنگی در زبانِ فارسی ساخته است. متأسفانه، منبعش دمِ دستم نیست که اطلاعاتِ دقیقتر بدهم: فرهنگ وندهای زبان فارسی، نوشتهی ضیاالدین هاجری، مدخلِ «ام». اما (اگر اشتباه نکنم) گویا نمایندهی سیاسیِ یکی از کشورهای اروپایی در اواخر قاجار یا در دورانِ پهلوی در نامهای به یک ایرانی نوشته بود که «امصبح فلان کار را کردم».
@PersianSFF
Post #86
3.44K