#معرفی_کتاب #علمی_تخیلی #ارنست_کلاین #پیمان_اسماعیلیان #باژ
[این یادداشت را عجلهای نوشتم، چون میخواستم حتماً امروز صبح منتشرش کنم. امیدوارم با نظرِ خطاپوش بخوانیدش.]
یکی از خوشیهایم در این چند هفته این بود که ترجمهی کتاب بازیکن شمارهی 1 آماده (Ready Player One) را پیش از چاپ خواندم. این کتاب را قرار است نشرِ باژ منتشر کند، به ترجمهی پیمان اسماعیلیانِ کبیر و عزیز (که با آن یکی پیمان اسماعیلیانِ عزیز و کبیر که نویسنده است فرق دارد). نویسندهاش هم ارنست کلاین (Ernest Cline) است.
داستان بازیکن شمارهی 1 آماده داستانِ یک دنیای ویرانشهری (dystopia) در سال 2044 است که به خاطرِ بحرانِ انرژی و گرمایشِ زمین به فلاکت افتاده و گریزراهِ عالم و آدم این است که به دنیایی مَجازی به اسمِ «شهسانه» وصل شوند. شروعِ داستان با این است که سازنده و مالکِ اصلیِ این دنیای مجازی (که ثروتش چندصد میلیارد دلار است) میمیرد. وصیتنامهاش اعلامِ برگزاریِ یک مسابقه است در «شهسانه»؛ برندهی نهاییِ این مسابقه تمامِ ثروتِ او و البته اختیارِ این دنیای مجازی را به دست میآورد.
اگر ولو یککم گیک باشید بازیکن شمارهی 1 آماده حالتان را خوب میکند و اگر گیکِ دوآتشهی اهلِ بازیهای کامپیوتری باشید جانتان را جلا میدهد (خصوصاً بالای سی سال). از ابتدا تا انتهای کتاب در ستایشِ بازی است و گیکبودن؛ ولی نه لزوماً بازیهای جدید. از آتاری و سگا و بازیهای دههی هشتاد و نودِ میلادی بیشتر حرف میزند تا بازیهای بابِ روزِ جدید. مدام صحبت از فیلمها و سریالهایی است که گیکهای این سر و آن سرِ دنیا میپسندند (مثلاً یک کرور ارجاع به فیلمهای مانتی پایتون) یا حتا آهنگها و آلبومهای راکِ محبوبِ علمیتخیلیبازها.
کتاب را شاید بشود در زیرژانرِ سایبرپانک طبقهبندی کرد، اما بههرحال سایبرپانکِ خفیف؛ پیچیدگیهای فنی نداشت و دنیایش آنقدرها که معمولاً سایبرپانک سیاه است سیاه نبود. وانگهی، این رمان را در نهایت ادبیاتِ نوجوانان باید تلقی کرد و به همین خاطر واژهسازیهای دشوار و نثرِ متفاوت یا مطنطن نداشت و نویسنده راهبهراه اصطلاحِ تخصصی نمیانداخت (هرچند همانطور که گفتم از حیثِ اسمِ خاص کم و کسری ندارد).
ترجمهاش حرف ندارد. پیمان اسماعیلیانِ این چند سال اخیر حتا بهتر از قبل ترجمه میکند. اکثرِ ارجاعاتِ داستان برای خوانندههای ایرانی یا خوانندههای کمسنوسالِ کلِ دنیا غریب است، اما چنان روان و راحت ترجمه کرده که حداقل من نیازی نمیدیدم بروم چیزی را توی اینترنت بگردم. راحت با داستان پیش میرفتم و کِیف میکردم.
اسماعیلیان حقِ بزرگی به گردنِ دنیای ع.ت.ف در ایران دارد. آن هم نه فقط به خاطرِ تعددِ ترجمههایش؛ یکی از معدود مترجمهایی بود که با ترجمههایش علمیتخیلی را در فارسی بازسازی میکرد و تواناییِ فارسی را برای این ژانر بهبود میداد. حداقل به چشمِ من، الهامبخشترین مترجمِ ع.ت.ف بود. توی این کتاب هم همان مترجمِ خوبِ قدیمی است، فقط یککم بهتر!
«متأسفانه» از روی این کتاب دارند فیلم میسازند؛ اسپیلبرگِ کبیر هم میسازدش. یعنی قطعاً فیلمِ خوبی از کار درمیآید. چرا میگویم متأسفانه؟ چون بههرحال در ایران فیلم معمولاً باعث میشود کتاب را کمتر بخرند؛ بازیکن شمارهی 1 آماده همینطوری هم کتابِ سختپسندی بود و بعید بود پرفروش شود. ولی امیدوارم پیشبینیام غلط از آب دربیاید. نشرِ باژ خیلی زود این کتاب را راهیِ بازار میکند. چشمبهراهش بمانید و از دستش ندهید. طرحِ جلدِ فارسیاش که در فرسته/پستِ قبلی گذاشتم، یککم زیادی «شاد» است. طرحِ جلدِ کتابِ انگلیسی هم به نظرم یککم زیادی جدی است و آن را کتابی از قماشِ سایبرپانکهای سختخوان مینمایاند. اما داستان چیزی بین این دو است.
آخرین نکته: دقت کردهاید فیلمهایی که تاریخِ سینما و نوستالژیِ فیلمهای قدیمی را نشان میدهند چقدر محبوب میشوند؟ معمولاً منتقدها تحویلش میگیرند و کلی هم جایزه تقدیمش میکنند. بازیکن شمارهی 1 آماده هم به همین دلیل کلی جایزه گرفته و تحسین و تمجید شنیده. عجیبترین جایزهای هم که گرفته جایزهی پرومتئوس (Prometheus Award) است که مخصوصِ «ادبیاتِ علمیتخیلیِ لیبِرتارین» است. در حوصلهی این بحث نمیگنجد که از علمیتخیلیِ لیبرتارین بنویسم. اگر دوست ندارید منتظرِ نوشتهی من بمانید، حتماً یک جستوجویی بکنید. الان فقط اشاره کنم که به نظرم این کتاب رگههای ضدلیبرتارینی کم نداشت و حتا حضورش در بین نامزدهای این جایزه عجیب بود، چه برسد به برندهشدنش.
@PersianSFF
Post #40
8.05K