پارسال برای نشریهای مطلبِ (مثل همیشه طبعاً) جمعوجور و کوتاهی نوشتم در مورد کتابی به اسمِ برای گونگادین بهشت نیست و نویسندهاش علی میردریکوندی. هم آن مجله و هم یکی دیگر تعطیل شدند و نتوانستند چاپش کنند. تعطیلیشان ربطی به این مقاله نداشت، ولی یکجورهایی میشود گفت که مقالهام خیلی هم خوشقدم نبود. در این بین، یکدفعه خبر رسید که نشریهی آنلاینِ دیستوپین دوباره راه افتاده. مطلب را سپردم به این دوستان. امیدوارم به خیر بگذرد!
شاید بعضیهایتان اسمِ نویسنده و کتاب را شنیده باشید و شاید هم نه. از اسمِ مطلب پیداست که احتمالاً این کتاب موفقترین کتابِ ع.تِ ایرانی است. خوشحال میشوم که مطلب را بخوانید و نظرتان را دربارهی کلِ ماجرا بنویسید؛ یا همانجا توی وبسایت یا برگردید اینجا توی تلگرام. شروعِ یادداشت اینطور است:
اگر علمیتخیلینویسها و فانتزینویسهای ایرانیتباری را به حساب نیاوریم که خارج از ایران به دنیا آمدهاند یا زندگی میکنند (یعنی کسانی مثل الکساندرا مُنیر و طاهره مافی و متیو عسکریپور یا افرادی کمتر مشهور مثل دیوید افشاریراد و ملیسا بشردوست و سارا فریزان و نسیم جمنیا)، نویسندگانِ ژانریِ کمی از داخل ایران کتابی به زبانهای دیگر منتشر کردهاند.
اما 59 سال پیش (1965م / 1344خ) اتفاقِ جالبی از این جنس افتاد شامل بر چند نظامیِ بریتانیایی و یک لُرِ ایلیاتیِ تحصیلنکرده و یک شرقشناس، بهعلاوهی یک ناشرِ بزرگ.
نکتهی آخر در مورد مطلب: سوتیترهای داخلِ متن نوشتهی من نیست. بیشتر بهخاطر موتورهای جستجو و تکرارِ بعضی کلمهها به مطلب اضافه شده. نوعِ رودهدرازیِ من اساساً این است که یکبند و پشتسرهم بنویسم. احتمالاً اسمِ تخصصیاش چیزی باشد از قماشِ «بوطیقای بهخوانندهامانندهآرامبگیرد». خلاصه که میتوانید سوتیترها را بهکل نادیده بگیرید.
این هم پیوندِ مطلب در دیستوپینِ جاودانه: https://dys-topian.com/the-strange-story-of-the-most-successful-iranian-science-fiction-writer
@PersianSFF