ادامه از بالا ⬆️
اما دومین سیارهی خیام: یکی دو ماهِ پیش مشغولِ خواندنِ رمانی شدم به اسمِ وِلا (The Vela) نوشتهی چهار نویسندهی کمابیش نوظهور اما موفق در ژانر، یعنی یون ها لی (Yoon Ha Lee)، ریوِرز سولومون (Rivers Solomon)، اس ال هوانگ (S.L. Huang)، بِکی چیمبرز (Becky Chambers). در این رمان، سیارهی خیام و خوارزمی و اِراتوس و هیپاتیا و غیره داریم و سیارهی خیام یکی از دو سه کانونِ مهم و اصلیِ وقایع است. خلاصهی ماجرا این است: خورشیدِ سیارهای دچارِ بحران شده و مردمِ آن سیاره باید دستهجمعی مهاجرت کنند و به جاهای دیگر پناه ببرند. سیارهی خیام برای پذیرشِ پناهندهها اعلامِ آمادگی کرده. اما این کار هم در بین خیامیها مخالفانی دارد و هم گروههای دیگری از سیارههای دیگر از این مسئله خشنود نیستند. خلاصه که با یک رمانِ علمیتخیلیِ سیاسیِ پرکشمکش طرف هستیم. (سیارهی خوارزمی هم جایگاهِ یک مشت دزد و راهزن است.)
متأسفانه هنوز فرصت نکردهام کتاب را تا آخرش بخوانم. کتاب را که تمام کنم شاید دربارهاش بنویسم. اگر حسابِ آدیبِل (Audible) درست کنید، حتی بدون پرداختِ اشتراک، کتابِ اولِ مجموعه در آن رایگان است؛ فقط اولِ فصلها و گاهی وسطشان تبلیغ پخش میکند.
25و26) ری نایلر (Ray Nayler) از نویسندههای قَدَر و نوظهورِ ژانر است. خواندنِ رمانش به اسمِ کوهی در دریا (The Mountain in the Sea) که همین پارسال پیرارسال منتشر شد و جایزهی لوکوس را هم گرفت جداً مزه داد. به خاطرِ شغلش، در آسیای میانه و قفقاز و کشورهای جورواجورِ زیادی گشته و دوست دارد شخصیتها و مکانهایی از تمامِ این کشورها را توی داستانهایش بیاورد. مثلاً توی همین کوهی در دریا یک هکر به اسمِ رستم هست اهلِ آذربایجان و یک شخصیت به اسمِ کامران که معلوم نیست اصالتاً اهلِ کجاست ولی احتمالاً اهلِ ایران یا افغانستان یا آذربایجان یا نهایتاً شبهقارهی هند باشد (به املا و تلفظِ اسمش (Kamran) نمیخورد که تاجیک/ازبک (Komron) یا کُرد (Kamaran) باشد).
بگذریم. نایلر داستانِ علمیتخیلیِ کوتاهی دارد به اسمِ «فراموشم مکن» (“Do Not Forget Me”) که در مجلهی آسیموف منتشر کرده و شخصیتِ اصلیاش عمر خیام است. دوست دارم بیشتر دربارهاش بنویسم، ولی چون از نایلر اجازه گرفتم که داستان را ترجمه کنم معرفیِ خودش و داستانش باشد برای وقتی که منتشرش کردم.
انگار در سریالِ مسئلهی سه جرم هم یکی از شخصیتهایی که در قسمتِ چهارم نشان میدهند عمر خیام است (طبق چیزی که در سایت آیامدیبی نوشته بازیگرش جیسون فوربز (Jason Forbes) بوده). ولی یادم نمیآید توی سریال اسمش را کسی بر زبان آورده باشد یا در تیتراژ مشخص کرده باشند. توی جلد اول و دومِ کتابِ مسئلهی سه جرم هم خیام نبود. بود؟ جلد سوم را هنوز نخواندهام.
27) پل مارلو (Paul Marlowe) نویسندهی چندان مشهوری نیست، اما چیزهای پراکندهای که از او دیدهام نشان میدهد کارش را خوب بلد است. مارلو داستانِ کوتاهی دارد به اسمِ “Resurrection and Life” که سال 2004 در نشریهی آنلاینی به اسمِ Oceans of the Mind منتشر شد. مجله دیگر منتشر نمیشود و جایی هم نمیفروشند. داستان را از خودِ مارلو گرفتم تا بخوانم و قرار شد اگر قابلترجمه باشد ترجمهاش کنم. چرا شاید نشود ترجمه کرد؟ چون شخصیتی در داستان هست که فقط میتواند با استفاده از شعرهای خیام (البته ترجمهی فیتزجرالد) ارتباط برقرار کند. ذهن/خودآگاهِ یکی از شخصیتها داخل یک سِروِر مخصوص ادبیات گرفتار شده و فقط با تغییرِ بعضی کلمهها و ساختارهای رباعیاتِ خیام میتواند پیغامش را به بیرون بفرستد. حتماً درک میکنید که ترجمهی معکوسِ این شعرها به فارسی، بهخصوص با توجه به تغییراتی که فیتزجرالد در شعرها میداده، چقدر باید سخت باشد. اگر به نظرم آمد از پسِ ترجمهی این داستان برمیآیم منتشرش میکنم؛ وگرنه بعدها همینجا خلاصهی داستان را تعریف میکنم.
28) دین اینگ (Dean Ing) هم در کتابِ The Rackham Files (که مجموعهداستانِ پساآخرالزمانیِ پیوستهای است) از زبانِ شخصیتِ اصلیِ کتاب یکی از رباعیهای خیام را بهشکلی مخدوش و بهشکل نیایش نقل میکند. شعری که در کتاب نقل میشود برای طلبِ آمرزشِ یک زن است. اما اصلِ رباعی (چه انگلیسی و چه فارسی) قدری متفاوت است:
Oh, Thou, who Man of baser Earth didst make, / And who with Eden didst devise the Snake; / For all the Sin wherewith the Face of Man / Is blacken’d, Man’s Forgiveness give… and take!
که کمابیش میشود معادلِ این رباعی (در ادامه توضیح میدهم که چرا «کمابیش»):
یا رب، تو جمالِ آن مهِ مهرانگیز / آراستهای به سنبلِ عنبربیز // پس حُکم کنی که «در وی منگر؟!» / این حُکم چنان بُوَد که کژ دار و مریز!
ادامهی مطلب ⬇️
@PersianSFF
Post #165
3.25K
- ❤ 24
- 👍 2