ادامه از بالا ⬆️
18) فردریک پوُل (Frederik Pohl)، نویسندهی مشهور و قدیمیِ علمیتخیلی، رمانی «داشته» به اسمِ یاران موافق (For Some We Loved). در یک مصاحبهاش با آلفرد بستر خواندم که در جوانیاش، در جنگ جهانی دوم، وقتی خبرِ مرگِ مادرش (و احتمالاً خیلی از دوستانِ همرزمش) را شنیده، بدجور دلشکسته و غمگین شده و در همان حال و هوا مشغولِ نوشتنِ اولین رمانش شده. اسمش را هم بر اساسِ این رباعی انتخاب کرده:
For some We loved, the loveliest and the best / That from His Vintage rolling Time hath pressed, / Have drunk the Cup a Round or Two before, / And one by one crept silently to rest.
که میشود معادلِ: یارانِ موافق همه از دست شدند، / در پای اَجَل یکانیکان پَست شدند، / بودیم به یک شراب در مجلسِ عمر، / یک دَوْر ز ما پیشتَرَک مست شدند.
گویا موضوعِ رمان یک ربطی به صنعتِ تبلیغ داشته، اما قبل از آنکه آن را به ناشری پیشنهاد بدهد میفهمد رمانش خوب نیست چون هیچ چیزی از دنیای تبلیغات نمیدانسته. در نتیجه، دستنوشتهاش را میسوزانَد. آنطور که پوُل جای دیگری گفته بههرحال خیام و شعرهایش ربطی به محتوای آن داستان نداشته و صرفاً اسمِ کتابش را از رباعیها انتخاب کرده بوده.
بااینهمه، فردریک پول در یادداشتی که در کتابِ The Hell’s Cartographers برای تدوینگرهای کتاب، یعنی برایان آلدیسِ بزرگ و هری هریسون، نوشته از این گفته که هنوز هم نصفِ رباعیهای خیام را حفظ است.
19) تری کار (Terry Carr)، از کلهگندهترین تدوینگرها و فعالهای ادبیاتِ علمیتخیلی، مجموعهای از داستانهایی از نویسندههای کلاسیک گردآوری کرده بود به اسمِ Classic Science Fiction: The First Golden Age . مقدمهی کتاب یکی از خوشخوانترین و دلچسبترین متنهایی است که میشود دربارهی نویسندههای عصرِ طلاییِ ع.ت خواند و چیزهایی در مورد زندگیشان قبل از شهرت دانست؛ از جمله اینکه در مقامِ هوادارهای دوآتشهی این ژانر چه انجمنهایی راه انداخته بودند و چه کارهایی میکردند. وقتی مقدمه را میخواندم ویر به جانم افتاد که بیشتر در مورد آن دوره بخوانم. گوگل که کردم از یک چالهی خرگوش سر درآوردم که ته نداشت و ماجراهای جالبی خواندم. مثلاً فهمیدم جایی وجود داشته به اسمِ فیوچرینها یا انجمنِ ادبی و علمیِ آیندهگرایان (Futurian Science Literary Society) که اکثرِ اعضایش بعدها از بزرگترین نویسندههای علمیتخیلی و فانتزی شدند: آسیموف، وولهایم، پول، نایت و خیلیهای دیگر. این انجمن گویا کشمکشها و ماجراهای زیادی از سر گذرانده. جان کریستوفر (نویسندهی کوههای سفید که راستش تا قبل از این نمیدانستم در آمریکا هم زندگی کرده بوده) بخشی از شلوغکاریها و دعواهای درونگروهیِ فیوچرینها را در شعرهایی طنز به اسمِ «رباعیاتِ یک هوادارِ علمیتخیلی» (Rubaiyat of a Science-Fiction Fan) به تصویر کشیده. زبانِ رباعیها و اکثرِ کلمات و تعبیرها و تصاویر تا حدِ زیادی مثلِ اصلِ اشعار باقی مانده. این شعرها طبعاً مضمونِ خیامانه ندارند و از نظر ادبی اصلاً مهم نیستند، ولی نشان میدهد که چه خودِ کریستوفر و چه مخاطبانش چنان با این رباعیها آشنا بودهاند که سرودنِ شعرِ طنز در این حالوهوا برایشان غریب نبوده. این رباعیها را میتوانید اینجا بخوانید و دربارهی فیوچرینها هم میتوانید اینجا را ببینید.
20) کیم استنلی رابینسون (Kim Stanley Robinson)، علمیتخیلینویسِ سوسیالیست ولی کارْدرست، سهگانهای دارد به نامِ «سهگانهی مریخ». (اتفاقاً مشغولِ نوشتنِ یادداشتی دربارهی این سهگانه هستم به اسمِ «درویشهای مریخ»؛ اگر معلوم نیست موضوعِ یادداشت چیست از الان بگویم: درویشهایی که در مریخ زندگی میکنند.) رابینسون جایی در جلدِ سومِ کتابش باغها و مزرعههایی را توصیف میکند که پس از زمینگونسازیِ مریخ در آنجا ساختهاند. بعد مینویسد خردهفرهنگهای شکلگرفته بر مریخ آن مزرعهها را بر اساسِ طرحهایی میسازند که ساکنانِ مریخ از فرهنگِ نیاکانشان بر زمین اقتباس کردهاند. یکی از انواعِ طرحهای رایج در مریخ هم «طرحهای استادانِ باغآراییِ ایرانی، مثلِ عمر خیام» است: “the designs of Persian gardening gurus such as Omar Khayyam”.
تا حالا ندیدهام جایی کسی گفته باشد که خیام در علمِ فلاحت و اینجور مسائل صاحبنظر بوده یا کتابی در این زمینه داشته، چه برسد به اینکه معمارِ باغ و مزرعه هم بوده باشد. نمیدانم چرا رابینسون چنین چیزی نوشته. لابد وقتی شنیده خیام بهجز شاعرْ ستارهشناس و ریاضیدان و تقویمنگار هم بوده، او را دانشمندِ جامعالاطراف در نظر گرفته و بر این اساس خِبرگی در فنِ باغآرایی را هم به ریشِ او بسته.
ادامهی مطلب ⬇️
@PersianSFF
Post #163
1.9K
- ❤ 20
- 👍 6