TGViewer
تأملات علمی‌تخیلی و فانتزی تأملات علمی‌تخیلی و فانتزی @persiansff · 1.94K subscribers
Post #150 1.76K
3 از 5 #شانه‌بینی
هنوز آن شرحِ کذاییِ شیرازی بر ابن‌سینا را ندیده‌ام (راستش اصلاً نمی‌دانم چه کتابی است)، اما این‌طور که علامه قزوینی از آن نقل کرده توضیحاتِ مفیدی از شیوه‌های مراسمِ شانه‌بینی دارد؛ از این قبیل که گوسفندِ بخت‌برگشته را باید به نام و به نیّتِ فردِ «مسئولٌ‌له و مسئولٌ‌عَنه» ذبح کنند یا ذبح در شبِ بَدر یا شب‌های نیمه‌ی اولِ ماهِ قمری باشد (بعداً توضیحَکی می‌دهم) یا لباسِ ذبح‌کننده باید پاک باشد و غیره. احتمالاً از این نظر خواندنش مفید باشد اگر پیدایش کنم.

قاآنی، شاعرِ بزرگِ عهدِ قاجار، نکته‌ی جالبِ دیگری را از شانه‌بینی می‌نویسد که در جای دیگری ندیده‌ام. در یک قصیده‌اش در مقامِ دفاع از خود از این می‌گوید که من فلان نیستم که فلان و بهمان بشود و شأنِ من اَجَلّ این مسائل است و این حرف‌ها؛ تا می‌رسد به بیتی که می‌گوید شانه‌بین هم نیست: نه شانه‌بین که کنم چون درونِ شانه نگاه / زبان کژ آورم و چشم‌ها بگردانم (دیوان، ص565). یعنی حداقل در روزگارِ او، شانه‌بین‌ها وانمود می‌کرده‌اند که موقعِ شانه‌بینی به خلسه‌ی صرع‌گونه می‌رفته‌اند و اختیارشان را بر بدن‌شان از دست می‌داده‌اند؛ زبان‌شان بیرون می‌افتاده و چشم‌هایشان کَلاپیسه می‌شده. اگر راست باشد، نکته‌ی بانمکی است. البته در تاریخ نگارستانِ غفاری کاشانی (ص220) |ق10| هم ثبت شده که چنگیز «هر چندگاه او را غشی دست می‌داده؛ در آن وقت آنچه به زبانش جریان یافتی» از جنسِ غیب‌بینی بوده و درست از آب درمی‌آمده، چراکه «گویند بعضی شیاطین را بدو مُؤانِسَت بودی و او را از سوانحِ آینده اخبار دادندی.» اما این نوع رفتارهای منتسب به چنگیز ربطی به شانه‌بینی‌اش نداشته، هرچند این منبع هم می‌گوید که او شانه‌بینی را خوب بلد بوده.

فعلاً قدیمی‌ترین اشاره‌ای که در متن‌های «علمیِ» فارسی به شانه‌بینی دیده‌ام مال نزهت‌نامه‌ی علائی است (ص470). نویسنده‌اش، شهمردان بن ابی‌الخیر، این علم را علمِ واقعی و درستی می‌داند. نکته‌های جالبی که در نوشته‌ی او دیدم یکی این بود که گوسفنددارها و چوپان‌ها را دانای این فن به حساب آورده و یکی هم اینکه از بعضی از شرایطِ شانه‌بینی می‌نویسد: 1) گوشت را باید از استخوان پاکِ پاک کرد و مراقب بود هیچ زخمی به استخوان نرسد؛ 2) نباید استخوان را با گوشت یا احیاناً وسطِ خوراک‌های دیگر پخت، وگرنه نمی‌شود با آن شانه‌بینی کرد؛ 3) بهتر است با آبِ خالص پخته شود تا استخوان آسیبی نبیند. با سرکه و آب‌غوره و دوغ خوب نیست و بدتر از همه اناردانه و سماق و این‌جور چیزهاست که رنگِ استخوان را می‌گردانند. 4) اسکندرِ رومی ابداع‌کننده‌ی این علم بوده.

بعد از نزهت‌نامه، نوبت می‌رسد به کتابِ یَواقیتِ العلوم و دراری النجوم که سال 573ق نوشته شده و نویسنده‌اش با این‌جور خرافات میانه‌ای نداشته. در ص264 از این کتاب آمده: «و اما نظر در شانه‌ی گوسفند، نیز دَعوی کرده‌اند که در او خطوطی نموده شود به رنگ‌های مختلف: سرخ دلیلِ خون‌ریختن باشد و زرد دلیلِ بیماری و سبز دلیلِ فراخی و سیاه دلیلِ تنگی. و این نیز هم وَهمیّات باشد؛ مانندِ احکامِ منجمان از اَلوانِ کسوف و خسوف.»
بیست و پنج سال بعد از این متن، دایرةالمعارفِ فرّخنامه نوشته می‌شود که نویسنده‌اش برخلافِ نویسنده‌ی یواقیت نظرِ مساعدی به شانه‌بینی دارد. فرخنامه مفصل‌ترین متنی است که فعلاً به فارسی درباره‌ی شانه‌بینی دیده‌ام. اما خلاصه‌اش همان چیزی است که در آخر می‌آورم. اگر جزئیاتِ کاملش را بخواهید، صفحه‌ی 241 به بعدِ فرخنامه را بخوانید. (فایلش همه جای اینترنت هست، ولی صفحاتش به هم ریخته.)

ابتدای مطلب نوشتم که یکی از مترادف‌های شانه‌بینی «کَت‌بینی» است. تا جایی که فهمیده‌ام کت‌بینی واژه‌ای عامیانه بوده و علی‌الخصوص از دورانِ قاجار تا اواسطِ سلسله‌ی پهلوی بین مردم رواج داشته. در روزگارِ ما، خودِ کلمه‌ی کَت در «کت و کول» و «کت‌بسته» و بین کفتربازها در عبارت‌هایی مثل کت‌گرفتگی و کت‌گیر و کت‌سیاه باقی مانده. بگذریم. کلمه‌ی کت‌بینی را یک بار در نوشته‌های تقی‌زاده دیده‌ام (در دو خطابه‌ی آقاى سیدحسن تقى‌زاده در موضوعِ اخذِ تمدنِ خارجى ) که آن را از جمله‌ی موهومات و خرافاتِ وارداتی به فرهنگِ ایران شمرده که باید کنار گذاشته شود. دومی هم در شعری است که دانش خراسانی (بزرگ‌نیا) به استقبال از ممنوعیتِ برقع در دورانِ رضاشاه و برضد چادر و روبنده سروده و گفته که اینها باعث می‌شده‌اند مردم خرافه‌پرست بمانند و دکّه‌ی جن‌گیر و رمال شلوغ شود: طلسم و کت‌بینی و جادوگری / داشت ز هر چیز فُزون مشتری // دستِ توسّل به‌سوی شانه‌بین / غرقِ خرافات و ضَلالِ مُبین [=گمراهیِ آشکار]. (راز دانش، ص119). کلمه‌ی کت‌بینی در یکی دو متنِ دیگر هم هست که اهمیتی ندارند و اطلاعاتِ خاصی نمی‌دهند. اما این دو منبع نشان می‌دهند که گویا کارِ شانه‌بین‌ها در آن روزگار رونق داشته.
@PersianSFF
‌ادامه در ⬇️
‌
  • ❤ 15
  • 👍 5
More from @persiansff
  1. Aug 16, 2026چند سؤال و نکته در این چند ماه، دو سه نفر از دوستان سؤال‌هایی پرسیدند که شاید بد نباشد جوا…
  2. Aug 16, 2026علمی‌تخیلی و تعریف آن چند روز پیش، دوستانِ کانالِ قلمرو ع.ت.ف یک قسمتِ پادکست‌شان را منتشر…
  3. Jul 11, 2026بعدی فرزین جان سوری مقاله‌ای نوشته به اسمِ «در جست‌وجوی موج بعدی علمی‌تخیلی: به نظر شما سا…
  4. Jul 9, 2026آداش: خیال‌پردازیِ فانتزی روی یک کلمه تاریخِ سرّی (secret history) زیرژانری از علمی‌تخیلی…
  5. Jul 6, 2026ادامه از بالا ⬆️ تا جایی که یادم می‌آید در رمان‌های The Man in the Maze و Across a Billion…
  6. Jul 6, 2026رابرت سیلوربرگِ بیچاره مدتی پیش، دوستی پرسید چرا کسی رابرت سیلوربرگ ترجمه نمی‌کند. وقتی به…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →