داستانهای ششکلمهای
#داستانک
خیلی سال پیش، همان روزگاری که مودمها صدای ارهبرقیِ C3PO میدادند، یک وبسایت از چند تایی نویسندهی اسمورسمدار خواست برایش داستانِ ششکلمهای بنویسند. یادم نیست چه سایتی بود و تنبلی نمیگذارد بگردم. همان موقع چند تایشان را ترجمه کردم. حالا که مطلبهای دیگرم برای این وبلاگ آماده نشده، همان تنبلی گفت که علیالحساب این داستانها را بگذارم اینجا تا چیزهایی که دارم مینویسم سر و سامانی بگیرند.
نکتهی شاید بدیهی: ترجمهی چند تایشان ششکلمهای از آب درنیامد. طبیعی هم هست.
نکتهی دوم: شما هم اگر چیزی به ذهنتان رسید کامنت بگذارید. اگر کسی چیزی نوشت، بقیه لطفاً با آن شکلمکلهای ریز رأی بدهند.
نکتهی ناشی از روحِ ورّاج: داستانکِ نیل استفنسن را بیشتر از بقیهشان دوست داشتم.
کامپیوتر! باتریها را آوردیم؟ کامپیوتر؟
ــ اِیلین گان (Eileen Gunn)
میان آسمانخراشهای شعلهور، انسانْ بال درمیآورد.
ــ گرگوری مگوایِر (Gregory Maguire)
«سرداب؟» «راستش... هوممم... دروازهی... جهنم است.»
ــ رانلد دی مور (Ronald D. Moore)
گورنوشته: «انسانهای احمق؛ از زمین نگریختند.»
ــ وِرنر وینجی (Vernor Vinge)
هزینهاش زیاد است که انسان بمانم.
ــ بروس استرلینگ (Bruce Sterling)
من آیندهات هستم، بچه. گریه نکن!
ــ استفن بَکستر (Stephen Baxter)
مُردهام. دلم برایت تنگ شده. بوسم میکنی؟
ــ نیل گیمن (Neil Gaiman)
گروه خونی نوزاد؟ بیشترش انسان.
ــ ارسوُن اسکات کارد (Orson Scott Card)
باران بارید، بارید، بارید؛ بند نیامد.
ــ هاوارد والدراپ (Howard Waldrop)
برای رستگاریِ بشر، دوباره مُرد.
ــ بِن بوُوا (Ben Bova)
ماشین زمان به آینده رسید... کسی آنجا نبود...
ــ هری هریسون (Harry Harrison)
تیک تاک تیک تاک تیک تیک
ــ نیل استفنسن (Neal Stephenson)
ژنهای جدید آشکار میشوند ـ چشم سوم.
ــ گرِگ بِر (Greg Bear)
گورنوشته: نباید به آن غذا میداد.
ــ برایان هربرت (Brian Herbert)
گرداب. کمک! در زمان گرفتار شدیم.
ــ دَرِن آرونوفسکی و آری هَندل (Darren Aronofsky and Ari Handel)
دایناسورها برگشتهاند. نفتشان را میخواهند.
ــ دیوید برین (David Brin)
تصادم در خلأ. مدارهای واگرا. خداحافظ، عشقم.
ــ دیوید برین
تعویقِ انفجار. چندان بزرگ نبود. دوباره.
ــ دیوید برین
کار خودش را میکند. ماشین چمنزن مزخرف.
ــ دیوید برین
ماشین زمان اسامه: پرزیدنت گوُر نگران.
ــ چارلز استراس (Charles Stross)
شلیک ناوها. گریهی شاهدخت، میان ستارگان.
ــ چارلز استراس
برندهی بختآزمایی شدم. خورشید نواختر شد.
ــ استفن مِرِتزکی (Steven Meretzky)
مسافر زمان پرسید: «رمز عبور چیست؟»
ــ استفن مِرِتزکی
کلونها حقوق مدنی میخواهند: دومین اعلامیهی الغای بردهداری.
ــ پل دی فیلیپو (Paul Di Filippo)
@PersianSFF
Post #147
3.53K
- ❤ 41
- 👍 14