ادامهی مطلب قبل ⬆️
اینطور بود که دستبهکار شد و کتاب را منتشر کرد. فروشِ کتاب سر به فلک کشید (طبق بعضی روایتها دستکم 150,000 نسخه در مدتی کوتاه)؛ کارد به تالکین و کارگزارها و ناشرهایش میزدی خونشان درنمیآمد. تالکین بلافاصله با چاپِ شومیز از درِ آشتی درآمد و به این نتیجه رسید که خیلی هم قالبِ شنیعی نیست. احتمالاً به تهییجِ تالکین و ناشرهایش، انجمنِ تالکینِ آمریکا کمپینِ اعتراضی به راه انداخت. مدتی بعد بالاخره فشارها و اعتراضها جواب داد و ایس انتشارِ «ارباب حلقهها» را متوقف کرد و حقالتألیفی هم به تالکین پرداخت.
در آن بین، کسانی به تالکین توصیه کردند که کتابش را در آمریکا ثبت کند، اما برای چنین کاری باید در متن تغییراتی میداد تا بهعنوان اثری جدید ثبت شود. تالکین بههرحال مشغولِ آمادهسازیِ ویراستِ دومِ کتابش بوده؛ همانطور که متنِ هابیت را هم تغییر داده بود. اما مقابله با نسخهی فاقد مجوزِ انتشارات ایس باعث شد که آستین بالا بزند و زودتر این کار را از آب و گِل دربیاورد. بالاخره تالکین سهگانهاش را بهشکل شومیز با انتشاراتِ بَلِنتاین (Ballentine) در آمریکا منتشر کرد و آن متنِ پشتجلد را هم نوشت.
هستند کسانی که معتقدند اگر وولهایم در ایس سهگانهی تالکین را منتشر نمیکرد سهگانه به چنان موفقیتی در آمریکا نمیرسید. تالکین هم به آن زودیها حاضر نمیشد کتابش به شکل ارزانتر و قابلابتیاعتری منتشر شود. احتمالاً انتشارِ ویراستِ دوم را مدام به تعویق میانداخت تا لابد پسرش، کریستوفر، یک روزی این کار را بکند.
وولهایم دشمنیِ تالکین و طرفدارانش را به جان خرید و به آدمی منفور در بین آنها تبدیل شد. تقریباً مطلبی نیست که دربارهی ویراستِ دومِ «ارباب حلقهها» بنویسند و با عبارتهایی دعائیه مثل «لعنة الله علیه» اسمی از او نیاورند. کسانی گفتهاند این کار او را در جمعِ نویسندگانِ آمریکایی هم انگشتنما کرد و باعث شد آنقدری که سزاوارش بود قدر نبیند. هیچ جایزهای به هیچ دلیلی نگرفت و حتی سالها پس از مرگش بود که اسمش را در تالارِ مشاهیرِ علمیتخیلی ثبت کردند. انگار کسی نمیخواست مثلاً با قدردانی از او پیهِ حملهی تالکیندوستها و ناشرهای معتبر را به تن بمالد.
هنوز نتوانستهام از منبعِ موثقی (یا حتی غیرموثقی) زمانبندیِ دقیقِ اتفاقات را بفهمم. یعنی بخشهایی از مطلب ممکن است ترتیبِ درستودرمانی نداشته باشد. در کتاب The J. R. R. Tolkien Companion and Guide، چندین و چند نامه آمده که از ژوئیهی 1965 تا مارس 1966 بین وولهایم و تالکین رد و بدل شده؛ به نظرم نیامد لحنشان آنقدرها خصمانه باشد. شاید گردآورندگانِ این کتاب همهی جزئیات را ثبت نکردهاند. اگر کسی اطلاعات بیشتری دارد لطفِ بزرگی است که به دستِ من برساند. تنبلی نمیگذارد بیشتر از این بگردم.
اگر هم کسی میداند چیزی از وولهایم ترجمه شده لطفاً بنویسد. اگر کسی چیزی از او ترجمه کند خیر ببیند. خبرش را یکطوری برساند که این مطلب را تکمیل کنم.
@PersianSFF
Post #144
2.49K
- ❤ 35
- 👍 5
- 😁 2