رودخانههای مریخ
#معرفی_کتاب
در این بیست و هشت سال و چندین ماه که از عمرم گذشته، مهدی بنواری از عزیزترین آدمهایی است که شناختهام و رفاقتی با هم داشتهایم. کم ترجمهی خوب و موفق نداشته، اما اگر کاری بهجز حکایتهای مریخِ ری برادبری را هم ترجمه نکرده بود (نشر پریان)، حقِ بزرگی بر گردنِ علمیتخیلی در ایران میداشت. (مقدمهی خورخه لوئیس بورخسِ کبیر بر ترجمهی اسپانیاییِ کتاب را هم داد کسی ترجمه کند تا از زبانِ آن غولِ ادبیات هم اهمیتِ کتابِ برادبری معلوم شود.)
از همان سالهای اولِ آمدنش به جمعِ علمیتخیلیبازها و فانتزیدوستها داستان هم مینوشت، اما یا تمامش نمیکرد یا منتشر نمیکرد. (یک لحظه وسوسه شدم بنویسم «به حُلیهی طبع نمیآراست»؛ خوشبختانه ننوشتم تا یک ذره آبرو برایمان بماند. هر جفتمان بین قدیمیها، نیمهشوخی نیمهجدی، به این بدنامیم که یککم زیادهازحد شیفتهی فارسیِ کهنهگرایانه و واژههای عربی هستیم. حاشا و کَلّا، بل کلّهم یُکَذّبون جمیعا.) بگذریم. بالاخره یکی دو سالِ پیش که با هم گپی میزدیم، گفت جلدِ اولِ مجموعهای علمیتخیلی را نوشته و دوست دارد من هم نگاهی به آن بیندازم. بعد هم گفت یک مقدمه برای کتابش بنویسم، چون دو سال قبلترش یک داستانکوتاه به او داده بودم که یکیدوهفتهای ترجمه کند و او قول داده که حتماً حتماً حتماً ترجمهاش میکند. (هنوز هم سرِ قولش مانده که تا یکی دو هفتهی دیگر تحویل بدهد. خوشقولی فقط یکی از محاسنِ پرشمارِ این رفیقِ یگانه و دُردانه است.)
حتی اگر مهدی واقعاً داستاننویسِ معرکهای نبود (که هست)، آنقدر دوستش دارم که از نوشتنِ مقدمه برای کتابش کیفور بشوم. نوشتم و کتاب بالاخره همین یکی دو روزِ پیش منتشر شد: رودخانههای مریخ، نشر باژ، با کلّی تصویرگریِ معرکه و چشمنواز.
خلاصه که برای معرفیِ سریعِ کتاب فعلاً مقدمهای را که نوشتهام اینجا میگذارم. امیدوارم دوباره کتاب را بخوانم و بتوانم معرفیِ مفصلی از آن هم بنویسم. امیدوارترم که چاپِ اولِ این کتابِ واقعاً دوستداشتنی در عرض یک ماه تمام بشود.
ابتدای کتابِ رودخانههای مریخ ، شامل بر صفحاتِ شناسنامه و مقدمه و صفحههای ابتداییِ کتاب و یکی از تصویرسازیها، در پستِ بعدی است؛ چون به نظرِ تلگرام این مقدار نوشته زیادی طولانی است و پرچانگی به حساب میآید و نمیشود همراهش فایل هم فرستاد.
⬇️
Post #141
2.65K
- ❤ 25
- 👍 6