یک داستانکوتاهِ مریخی
#اندی_وییر #مریخی [بخش 1 از 3 ⬆️]
سال 2015، اندی وییر به مناسبتِ اکرانِ فیلمِ مریخی داستانکوتاهی برای یک وبسایت نوشت که قبل از رمانِ نامبخشِ آن فیلم رخ میداد و شخصیتِ اصلیاش همان مارک واتنیِ معروف بود. یادداشتهای دو سه روزِ خاص است از دفترچهی خاطراتِ واتنی. تقریباً هرچه در اینجا صحبتش را کرده، بعداً در خودِ رمان اشارهای به آن میکند.
داستانِ «خاطراتِ فضانوردْ بعدازاین» (که در ترجمهی اسمش زیادی از اختیاراتِ مترجمی استفاده کردم) شاهکار به حساب نمیآید، اما شاید برای دوستدارانِ آن رمان خواندنش لذتبخش باشد. اندی وییر اساساً کوتاهنویسِ خوبی نیست. شاید برای دوستدارانِ مضمونهای ماورایی/مذهبی و عِرفونبازی، داستانِ «تخم» استثنا باشد که همینجا منتشرش کردیم. داستانِ «تخم» چفت و بستِ خوبی داشت، ولی خب نمیشود هم گفت که ربطی به مابقیِ نوشتههای اندی وییر دارد. یک داستانکوتاهِ دیگر هم چند سالِ پیش از او ترجمه کردم به اسمِ «کاتورهایساز». پُربدک نبود. قرار بود همراه با چند داستانکوتاهِ دیگر، تکجلد تکجلد، بهشکل کتابِ جیبی دربیاید. گویا ناشر یادش رفت و من هم یادم رفت پیگیری کنم. خیلی زود همینجا منتشرش میکنم.
«خاطراتِ فضانوردْ بعدازاین»
داستان کوتاهِ پیش از مریخی
نوشتهی اندی وییر / ترجمهی حسین شهرابی
13 نوامبر
دهنش سرویس. جدیجدی. دهنش سرویس.
دهنش.
سرویس.
باورم نمیشود... نمیشود که نمیشود. با چشمِ خودم دارم میبینمش. اسمم را زدهاند روی تابلو. از بین چندهزار تا کاندیدای فضانوردیِ دیگر من را انتخاب کردند. بعد از کلّی ساعت امتحانِ جسمانی و ذهنی و صد جور ارزیابیِ روانی و هزار جور کلاسِ پیشآموزشی که تمامی نداشت، من را انتخاب کردند.
تمام شد رفت. دیگر چون و چرا ندارد. الان جزوِ خدمهی اصلیِ آرِس 3 حساب میشوم.
میروم مریخ.
دهنش سرویس، میروم مریخ!
اسمِ بقیهی آدمهای توی لیست برایم آشنا نیست، هرچند یکعالمه از نامزدهای دیگرِ فضانوردشدن را میشناسم. زیاد پیش میآمد که دور هم جمع بشویم و در مورد فرایندِ گزینشِ فضانوردها با هم حرف بزنیم و دل به حالِ هم بسوزانیم. ولی فقط شش نفر از بین چندهزار نفر انتخاب میشدند. خب همهی آدمها را هم ندیده بودم.
طبق این فهرست، اسمهایشان لوییس و مارتینز و یوهانسن و فوگل و بک است. طبعاً یک اسمِ دیگر هم توی آن فهرست هست: واتنی! اسمِ من هم توی آن فهرست هست! میروم مریخ!
وظیفهی مأموریتیِ من این است که «مهندسِ مکانیک» باشم؛ یعنی هر چیزی که وسط سفر خراب بشود من تعمیر میکنم. وظیفهی علمیِ من این است که «گیاهشناس» باشم. روی سطح، آزمایشهای گیاهی انجام میدهم.
چنان مریخ را گیاهشناسی کنم که تا حالا کسی نکرده باشد! بهمعنای واقعی کلمه. 5/4 میلیارد سال عمرش است و (تا جایی که خبر داریم) چیزی تا حالا روی آن رشد نکرده. آرس 1 و 2 آزمایشهای مرتبط با گیاه انجام ندادند. اگر بخت با من یار باشد میفهمم که رشدِ گیاه روی سیارهی سرخ چطوری باید انجام بشود.
هنوز ترتیبِ خروج را اعلام نکردهاند، ولی اگر طبق روالهای همیشگی انجام بشود مهندسِ مکانیک پنجمین نفری است که از سطحنشین پیاده میشود. یعنی رویهمرفته من میشوم هفدهمین نفری که روی مریخ پا میگذارد.
چند ماه طول میکشد که برسیم آنجا؛ فقط هم قرار است 31 سوُل (یعنی روزِ مریخی) آنجا بمانیم. بعدش چند ماه هم طول میکشد که برگردیم. وقتی آنجا هستیم هم برنامهی آزمایشهایمان سفت و سخت است، هم برنامهی گردشهای برونناوی.
کاش راهی پیدا میکردم که بیشتر روی سطح بمانم. ولی عیبی هم ندارد. 31 سول هم بس است.
میروم مریخ!
[ادامه در پست/فرستهی بعدی⬇️]
@PersianSFF
Post #134
1.69K
- ❤ 19
- 👍 3