TGViewer
تأملات علمی‌تخیلی و فانتزی تأملات علمی‌تخیلی و فانتزی @persiansff · 1.94K subscribers
Post #127 2.69K
«(احتمالاً) جنجالی‌ترین داستان‌کوتاه تاریخ ادبیات گمانه‌زن»
#اگر_دایناسور_بودی_عشق_من #داستان_کوتاه

اوایل سال 2013 / اواخر 1391، داستانِ کوتاهی در مجله‌ی اِیپِکس (apex) منتشر شد به اسمِ «اگر دایناسور بودی، عشق من» (“If You Were a Dinosaur, My Love”)، نوشته‌ی ریچل سوییرسکی (Rachel Swirsky). کلِ داستان هزار کلمه هم نمی‌شد، اما جنجالِ عجیبی به راه انداخت و تبدیل شد به یکی از نمادهای اصلی و گُل‌درشتِ دعواهای سیاسی در دنیای علمی‌تخیلی و فانتزیِ آمریکا (و تا حدی هم بریتانیا).
قبل از اینکه وراجی کنم و بنویسم چرا چنین دعواها و مرافعه‌هایی به راه افتاد، اول خودِ داستان را بخوانید؛ خیلی طول نمی‌کشد:

اگر دایناسور بودی، عشق من
نوشته‌ی ریچل سوییرسکی؛ ترجمه‌ی حسین شهرابی

اگر دایناسور بودی، عشق من، تیرانوساروس رکس می‌شدی. کوچک هم می‌بودی؛ فقط 178 سانتی‌متر، هم‌اندازه‌ی قدِ انسانی‌ات. استخوان‌بندی‌ات ظریف می‌بود و تا آنجا که چنگال‌های عظیمت اجازه می‌داد باظرافت و باوقار راه می‌رفتی. چشمانت از زیرِ استخوانِ برآمده‌ی پیشانی‌ات با مهربانی خیره می‌شد.

اگر تیرانوساروس بودی، آن‌وقت من نگهبانِ باغ‌وحش می‌شدم تا تمامِ وقتم را با تو سپری کنم. برایت مرغِ خام و بزِ زنده می‌آوردم. دل و روده‌شان را تماشا می‌کردم که لای دندان‌هایت برق می‌زند. تشکم را روی بسترِ قفست می‌انداختم، وسطِ خاکِ مرطوب، روی برگ‌ها. وقتی خوابت نمی‌بُرد، برایت لالایی می‌خواندم.

اگر برایت لالایی می‌خواندم، خیلی زود می‌فهمیدم که چقدر سریع متوجهِ موسیقیِ کلمات می‌شوی. با من هماهنگ می‌شدی و صدای مرتعش و خشن‌ات کنترپوآنی غریب در برابر صدای من بود. وقتی هم خیال می‌کردی که من خوابم، آوازهای عاشقانه‌ات را در جوابِ من در دلِ شب فریاد می‌زدی.

اگر آوازهای عاشقانه می‌خواندی، تو را به سفر می‌بردم تا همه جا اجرا کنی. به برادوِی می‌رفتیم. روی صحنه می‌ایستادی، چنگال‌هایت را در کفِ چوبیِ صحنه فرومی‌کردی. تماشاچی‌ها از زیباییِ ماخولیاییِ آوازخواندنت زارزار می‌گریستند.

اگر تماشاچی‌ها از زیباییِ ماخولیاییِ آوازخواندنت زارزار می‌گریستند، سر از پا نمی‌شناختند و هزینه‌ی پژوهش‌های جدیدی را تأمین می‌کردند که می‌خواهند گونه‌های منقرض‌شده را احیا کنند. پول به نهادهای علمی سرازیر می‌شد. زیست‌شناس‌ها پرندگان را مهندسیِ معکوس می‌کردند تا آنکه بالاخره بفهمند چطور باید به آن‌ها آرواره‌هایی دندان‌دار داد. دیرینه‌شناس‌ها سنگواره‌های باستانی را می‌کاویدند تا بلکه اثری از کوُلاژِن پیدا کنند. ژنتیک‌دان‌ها هم می‌فهمیدند چطور باید از هیچ دایناسور ساخت؛ چون کشف می‌کردند که هر رشته‌ی دی‌ان‌ای چه چیزهایی را در موردِ یک موجود رمزبندی می‌کند، از اندازه‌ی مردمکش گرفته تا این که چه‌چیزی به مغز امکان می‌دهد غروب را تماشا کند. همه‌ی این آدم‌ها با هم کار می‌کردند تا برایت جفت درست کنند.

اگر برایت جفت درست می‌کردند، من ساقدوشِ عروسی‌ات می‌شدم. پیراهنِ شیفوُنِ سبز تنم می‌کردم که پوستم را بی‌رنگ‌ورو نشان می‌دهد، و با حالتِ معذّبی عروسی را تماشا می‌کردم و به حرف‌هایی که موقعِ عقد به هم می‌گفتید گوش می‌کردم. طبعاً حسودی‌ام هم می‌شد و غمگین هم می‌شدم؛ چون دلم می‌خواست خودم با تو ازدواج کنم. بااین‌همه، می‌دانم بهتر است با موجودی مثلِ خودت ازدواج کنی؛ کسی که قالبِ تن و استخوان‌بندی و ژن‌هایش مثلِ خودت باشد. شما دو نفر را تماشا می‌کردم که کنارِ محرابِ کلیسا ایستاده‌اید؛ آن موقع حتی از الانش هم بیشتر دوستت می‌داشتم. سبکبار می‌شدم، چون می‌دانستم که من و تو چیزِ نویی در جهان ساخته بودیم و همزمان چیزی بسیار کهنه را هم زنده کرده بودیم. خودم هم چیزِ عاریه می‌شدم، چون شادی‌های تو را عاریه می‌گرفتم. آن موقع فقط می‌ماند یک چیزِ آبی.*

[1 از 3؛ ادامه در پست/فرسته‌ی بعدی⬇️]
* [توضیح: اشاره دارد به این رسمِ آمریکایی که عروس باید در مراسمِ عقد یک چیزِ کهنه و یک چیزِ نو و یک چیز آبی‌رنگ و یک چیزِ عاریه/قرضی همراهش داشته باشد.]

@PersianSFF
‌
  • ❤ 29
  • 👍 4
More from @persiansff
  1. Aug 16, 2026چند سؤال و نکته در این چند ماه، دو سه نفر از دوستان سؤال‌هایی پرسیدند که شاید بد نباشد جوا…
  2. Aug 16, 2026علمی‌تخیلی و تعریف آن چند روز پیش، دوستانِ کانالِ قلمرو ع.ت.ف یک قسمتِ پادکست‌شان را منتشر…
  3. Jul 11, 2026بعدی فرزین جان سوری مقاله‌ای نوشته به اسمِ «در جست‌وجوی موج بعدی علمی‌تخیلی: به نظر شما سا…
  4. Jul 9, 2026آداش: خیال‌پردازیِ فانتزی روی یک کلمه تاریخِ سرّی (secret history) زیرژانری از علمی‌تخیلی…
  5. Jul 6, 2026ادامه از بالا ⬆️ تا جایی که یادم می‌آید در رمان‌های The Man in the Maze و Across a Billion…
  6. Jul 6, 2026رابرت سیلوربرگِ بیچاره مدتی پیش، دوستی پرسید چرا کسی رابرت سیلوربرگ ترجمه نمی‌کند. وقتی به…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →