[بخشِ دوم]
یووال نوح هراری:
علمیتخیلی مهمترین ژانرِ ادبی است
منبع: https://www.wired.com/2018/09/geeks-guide-yuval-noah-harari
ترجمهی حسین شهرابی
یووال نوح هراری، نویسندهی کتابهای پرفروشی مثلِ انسانِ خردمند و انسان خداگونه از طرفدارانِ پروپاقرصِ ادبیاتِ علمیتخیلی است و در کتابِ جدیدش، یعنی 21 درس برای سدهی بیستویکم، یک فصل را به این ژانر اختصاص داده.
نظرِ نوح هراری دربارهی جاودانگی :
وقتی پدرمادرها بدانند که قرار نیست بمیرند و از آنها فقط فرزندانشان به یادگار بماند، چهجور رابطهای بینِ پدرمادر و بچهها شکل میگیرد؟ اگر دویست سالت بشود [مثلاً میگویی] «آره، سی سالم که بود یک بچهای داشتم... الان 170 سالش شده؛ ولی قضیه مالِ 170 سالِ پیش است... خیلی چیزِ مهمی توی زندگیام به حساب نمیآید.» در چنین جامعهای، چهجور رابطهی والدـفرزندیای برقرار میشود؟ به گمانم این هم از آن تصوراتِ شگفتانگیز است که به دردِ فیلمِ علمیتخیلی میخورَد... لازم نیست شورشِ روبوتها اتفاق بیفتد، یا فاجعهی آخرالزمانی رخ بدهد، یا حکومتِ ظالم سرِ کار بیاید... فقط یک فیلمِ ساده در موردِ رابطهی بینِ مادر و پسر که مادر 200 سالش است و پسر 170 سال.**
[** شهرابی: البته آیزاک آسیموف در مجموعهی چندجلدیِ روبوتیاش و در یکی از جلدهای مجموعهی «بنیاد» به اختصار از این مسئله حرف میزند. در کتابِ خورشید عریان هم که در سیارهی سولاریا میگذرد به چنین رابطههایی در میانِ آدمهایی که چند قرن عمر میکنند میپردازد. در کتابِ روبوتها و امپراتوری هم به رابطهای عاشقانه اشاره میکند میانِ زنی چندقرنی و مردی شصتساله (که گویا از نوادههایش محسوب میشود).
اما از آن بهتر، کتابِ سرنوشتسازان نوشتهی فرانک هربرت، ترجمهی محمد قصاع، کتابسرای تندیس است؛ بخشِ زیادی از کتاب به رابطهی والدـفرزندی در میانِ مردمی میپردازد که جاودانه هستند. سرنوشتسازان از آن کتابهای بینظیرِ قدرندیده است که به بهانهی علمیتخیلی به مفاهیمی مثلِ روانشناسی و تاریخ و مذهب و عدالت میپردازد. حیرتانگیز است که ترجمهاش در ایران به چاپِ دوم هم نرسید.]
نظرِ نوح هراری دربارهی فناوری :
پنجاه سال پیش میتوانستید خیالپردازی کنید که روزی بازارِ بزرگی برای کاشتِ اندامها پدید میآید... در این بازار کشورهای در حالِ توسعه مزارعِ عظیمِ اندامپروری دارند و میلیونها نفر را در آنها به خاطرِ برداشتنِ اندامهایشان کِشت میدهند و بعد به آدمهای پولدار در کشورهای توسعهیافتهتر میفروشند. چنین بازاری صدها میلیارد دلار ارزش دارد و از لحاظِ فناوری [ساختش] کاملاً مقدور است؛ مطلقاً هیچ قید و بندِ فناورانهای برای پدید آمدنِ چنین بازاری و ساختِ مزارعِ اندامپروری در کار نیست... کلّی از این سناریوهای علمیتخیلی داریم که هرگز شکل نخواهند گرفت، چون جامعه آستین بالا میزند تا از خودش محافظت کند و این فناوریهای خطرناک را در قیدِ مقررات دربیاورد. وقتی به آینده نگاه میکنیم چنین نکاتی بینهایت اهمیت دارند.
@PersianSFF
Post #113
7.51K
- ❤ 3