یووال نوح هراری:
علمیتخیلی مهمترین ژانرِ ادبی است
منبع: https://www.wired.com/2018/09/geeks-guide-yuval-noah-harari
ترجمهی حسین شهرابی
یووال نوح هراری، نویسندهی کتابهای پرفروشی مثلِ انسانِ خردمند و انسان خداگونه از طرفدارانِ پروپاقرصِ ادبیاتِ علمیتخیلی است و در کتابِ جدیدش، یعنی 21 درس برای سدهی بیستویکم، یک فصل را به این ژانر اختصاص داده.
هراری در قسمتِ 325 از پادکستِ راهنمای کهکشان برای گیگها (www.geeksguideshow.com) میگوید: «امروزهروز علمیتخیلی مهمترین ژانرِ هنری است. علمیتخیلی به درکِ عمومِ مردم از اموری مثلِ هوشِ مصنوعی و زیستفناوری شکل میدهد؛ یعنی دو مسئلهای که بیش از هر چیزِ دیگری در دهههای آینده جامعه و زندگیِ ما را تغییر خواهد داد.»
از آنجا که علمیتخیلی نقشی مهم در شکلدهی به افکارِ عمومی دارد، هراری دوست دارد که این ژانر بیشتر با مشکلاتی واقعگرایانه سر و کله بزند، مثلاً این مسئله که هوشِ مصنوعی «طبقهای بیمصرف» از کارگران خلق خواهد کرد. «اگر واقعاً بخواهی عمومِ مردم را از چنین مشکلاتی آگاه کنی، یک فیلمِ علمیتخیلیِ خوب احتمالاً از یک یا حتا صد مقاله در نشریهی ساینس و نیچر بیشتر میارزد... یا اصلاً تو بگو صد تا مقاله در نیویورک تایمز [که خوانندههای عمومیِ بیشتری دارد].»
اما به تصورِ او خیلی از آثارِ علمیتخیلی به احتمالاتی میپردازند که زیادهازحد خیالپردازانه یا عجیبغریب هستند. هراری میگوید: «در اغلبِ کتابها و فیلمهای علمیتخیلی که دربارهی هوش مصنوعی هستند پیرنگِ اصلی به لحظهای میپردازد که رایانه یا روبوت به خودآگاهی میرسد و از آن به بعد احساسات دارد. به نظرِ من، این وضعیت توجهِ عموم [مخاطبان] را را از مشکلاتِ واقعاً مهم و واقعبینانه دور میکند و به مسائلی معطوف میکند که بعید است به این زودیها اتفاق بیفتند.»
این درست که هوش مصنوعی و زیستفناوری از خطیرترین مسائلِ پیشِ روی بشر هستند، اما هراری میگوید که روی رادارِ سیاستمدارها این دو مسئله صرفاً دو نقطهی چشمکزنِ بیاهمیتاند. به گمانِ او، نویسندهها و فیلمسازهای علمیتخیلی باید به هر وسیلهای که میتوانند این وضعیت را تغییر بدهند. میگوید: «فناوری قطعاً سرنوشتِ ما نیست. هنوز هم دیر نشده؛ میتوانیم دستبهکار بشویم و برای این فناوریها مقررات وضع کنیم تا از بدترین احتمالات جلوگیری کنیم و از این فناوریها خوب استفاده کنیم.»
گفتوگوی کاملِ نوح هراری را از این نشانی بگیرید و بشنوید (به زبان انگلیسی): www.wired.com/wp-content/uploads/2018/09/geeksguide325final.mp3
سایتِ wired.com گزیدهای از این گفتوگو را منتشر کرده که ترجمهاش را در ادامه آوردهام.
نظرِ نوح هراری دربارهی اتوماسیون :
مگر آدم چند بار میتواند در طولِ زندگیاش خودش را از نو بسازد؟ تازه [در آینده] عمرت احتمالاً طولانیتر هم خواهد بود و سالهای کارکردنت هم بیشتر. یعنی میتوانی چهار بار، پنج بار، شش بار در زندگیات خودت را از نو بسازی؟ واقعاً [فرایندی] اضطرابآور است. دوست دارم یک فیلمِ علمیتخیلی بسازند و به مشکلِ پیشپاافتادهی کسی بپردازند که مجبور است [به خاطرِ ظهورِ فناوریِ جدید و ازدستدادنِ شغلش] خودش را از نو بسازد و تعریف کند؛ ولی در آخرِ فیلم، درست وقتی شغلِ جدیدی پیدا کرده و دورانِ گذارِ دشوار را از سرگذرانده، کسی میآید و میگوید: «شرمنده، شغلِ جدیدت را اتوماسیون کردهایم. باید برگردی سرِ خانهی اول و خودت را دوباره بسازی.»
نظرِ نوح هراری دربارهی ویرانشهرها (dystopia):
بعد از خواندنِ 1984 فقط یک سؤال در ذهنِ آدم میمانَد: چطور از آن اجتناب کنیم؟ ولی بعد از خواندنِ دنیای قشنگ نو * قضیه خیلی خیلی بغرنجتر است. همهی آدمها از همهی اتفاقات خرسند و راضیاند. نه شورشی در کار است، نه انقلابی، نه پلیسِ مخفی؛ فقط مواد و راکاندرول و سکسِ آزادانه. بااینهمه، یک چیزی آزارت میدهد و مدام با خودت میگویی یک جایی از کار میلنگد؛ به این راحتی نمیشود گفت مشکلِ چنین جامعهای چیست، یعنی مردم را طوری هَک کردهای که همیشه راضیاند... وقتی این کتاب منتشر شد، از نظرِ همه معلوم بود ویرانشهرِ هراسانگیزی است. ولی امروزهروز خیلیها دنیای قشنگ نو را طوری میخوانند که انگار مشخصاً آرمانشهر است. به نظرم این تغییرِ دیدگاه مسئلهی جالبِ توجهی است و دربارهی تغییرِ جهانبینیِ ما در این یک قرن خیلی چیزها میگوید.
[* شهرابی: دنیای قشنگ نو (Brave New World)، نوشتهی آلدوس هاکسلی، ترجمهی سعید حمیدیان، انتشارات نیلوفر. نمیدانم نسخهی جدید چقدر سانسور دارد؛ اگر میتوانید نسخهی قدیمیاش را که سال 61 یا 62 چاپ شده بود بخرید.]
ادامهی مطلب را در پستِ/فرستهی بعدی بخوانید.
@PersianSFF
Post #112
5.69K
- ❤ 1