اگر عضو گروه بوده باشید؛ میدونید که برای اضافه کردن تمها چون قبل از این من فقط از ۲ رنگ استفاده میکردم و کامپوننتها هم کم نبود با نظر جمعی فکر کردیم که استفاده از
LLM ها برای اضافه کردن رنگ گزینه خوبی باشه.من
theme.ts رو خودم نوشتم توی اون فرمتی که بنظرم درک سادهتری داره و بعد از LLM خواستم که روی کامپوننتهای مختلف فقط از رنگهای بیشتری استفاده کنه؛ که خب توی همین هم در نهایت توی چندتا بخش لاجیک رو خراب کرده بود (باگ ها رو دیدید دیگه)حالا مشکل کجاست ؟
من نه حوصله خوندن متودولوژی مورد استفادهاش و نه بررسی کد رو داشتم (اینکه آخر شب بود هم مینوست دلیل باشه ولی از نظرم بهونهاس) و این درحالی هست که من خیلی خیلی مراقب نحوه استفادهام از هوش مصنوعی هستم ولی بطور کلی توی مدت اخیر متوجه شدم خیلی کم حوصله شدم و توی داکیومنت پکیجها هم سریعا دنبال مثال میگردم.
این موضوع واقعا این چندروز داره من رو آزار میده پس براش دنبال راه حل گشتم.
دوتا راه حل من :
دیروز و امروز یک حرکتی رو شروع کردم؛ ترکیبی از کاری که قبل از دوران
LLM میکردیم و واقعیت وجود LLM هاتوی دنیای امروز.
من یک سری تسک دارم که باید انجامش بدم روزانه برای این موارد کاری که میکنم اینه که دنبال تیکه کد و مثال و ... توی داکیومنت اون کتابخونه میگردم و از همونجا شروع میکنم و ادامه دادن (هرجا متوجه نشم از
LLM میپرسم). اما وقتی تسکم تموم میشه؛ بر میگردم روی کتابخونه و اینبار با Tutorialاش شروع میکنم خوندم و مهمتر از اون سعی میکنم این آموزش رو خلاصه کنم و بنویسم (دقیقا مثل قدیما)
دیروز تونستم ۱ ساعت اینکار رو بکنم البته وسطش دوبار حواسپرتی داشتم.
امروز ۱ ساعت بدون حواسپرتی اینکار رو کردم و هدفم اینه که به ۴ ساعت در روز برسونم این موضوع رو.
موضوع اینه که من مجبور بشم داکیومنت رو بخونم (تا عادت خوندن متون طولانیم رو برگردونم) شانسی که آوردم اینه که
LLM خیلی توی Rust خوب نیست و بطورکلی خیلی وقتا مجبورم اینکار رو بکنم.راهکار دوم:
کارهایی رو میکنم که قبلا برام
uncomfortable بود و اونکارها رو شخصا انجام میدم.برای مثال:
امروز شروع کردم به گشتن توی پوزیشنهای
Rust یکسری موضوعات هست که قبل از این علاقهای نداشتم روشون کار کنم؛ یک نمونه که امروز پیدا کردم برنامهنویس Rust برای GPU میخواست.من تاحالا
GPU programming در سطح lowlevel انجام ندادم و نمیدونم چطوری انجام میشه.توی توضیحات شغلی یک سری کتابخونههای پر استفاده برای اینکار رو نام برده بود که میتونم از همونجا شروع کنم و ادامه بدم؛ قرار نیست خودم رو مجبور کنم
CUDA رو بازنویسی کنم اما همین که بتونم با استفاده از این کتابخونهها و بدون LLM دوتا ماتریس رو از CPU ببرم روی GPU و مثلا یک سری اعمال ریاضی روشون انجام بدم برای من کفایت میکنه.البته این مثال بود و دارم روی مواردی که برام جذابتر هست تصمیم میگیرم؛ از بعضیهاش ایدههای خوبی هم گرفتم حتی.
روش اول توی این دوروز داره خوب پیش میره و روش دوم میتونه شبهام رو با پروژه و عادت کد زدن پر کنه؛ هر دوحالت بنظرم برد-برد هست بخصوص دومی که توش چیزهایی رو یاد میگیرم که هرگز سراغش نمیرفتم یا حداقل نه انقدر
lowlevel و جزئی.گفتم راهکارهای خودم رو به شما هم بگم اگر دوست داشتید یا همچین مشکلی داشتید شما هم تستش کنید.