من آدم بدی هستم، اما صادقم؛ و این صراحت برای خودم از هر فضیلتی بالاتر است
– انسانها همیشه خودشان را فریب میدهند و خوشبختی را در تقلید از دیگران جستجو میکنند؛ من این بازی را کنار گذاشتهام
– آنها فکر میکنند با قوانین و منطق میتوانند مرا محک بزنند؛ اما من به خودم و خودخواهیهایم وفادارم، نه به دیگران
– از آدمهای معمولی متنفرم، نه به خاطر آنچه هستند، بلکه به خاطر آنچه خودشان را تصور میکنند
– انسان همیشه راهی برای فریب خود پیدا میکند، و من دیگر نمیخواهم فریب بخورم
– آنها فکر میکنند من به قوانین پایبندم؛ اما من تنها به خودم وفادارم
– من به افکار و اعمالم فکر میکنم و به خودم میخندم؛ چون حقیقتاً هیچ کس را درک نمیکنم
– انسان، بیشتر از هر چیز، دشمن خودش است؛ من این دشمن را به رسمیت میشناسم
– آدمها همیشه خودشان را توجیه میکنند؛ من دیگر هیچ توجیهی نمیخواهم
– اگر بخواهم صادق باشم، هیچ کس در زندگیام سزاوار ستایش نیست
– اگر بخواهم صادق باشم، هیچ کس در زندگیام سزاوار ستایش نیست
– من از مردمی که خوشبختی را تقلید میکنند متنفرم
– من قوانین جامعه را نمیشکنم؛ بلکه آنها را میشناسم و بیاعتنایم
– من حقیقت خود را بر حقیقت جهان ترجیح میدهم
– آنها فکر میکنند خوشبختی در تقلید از دیگران است؛ و من در همان لحظه از آنها متنفر میشوم
– مردم از خودشان راضیاند، و همین رضایت، آتش نفرت من را شعلهور میکند
– مردم خود را خوب میدانند و من خودم را بد؛ اما حداقل من دروغ نمیگویم
– تمام زندگی آنها یک نمایش است و من تنها تماشاگری هستم که دلش میخواهد همه صحنهها فرو بریزد
تا جایی که به خودم مربوط میشود، کاری که من در زندگیام کردهام، به منتها رفتن در جهتی بوده که شما جرئت پیمودن نیمهی راهش را هم نداشتهاید؛ بعلاوه شما بزدلیتان را با عاقل بودن اشتباه گرفتهاید و با فریب خویش به آرامش رسیدهاید
[فئودور داستایفسکی – یادداشتهای زیرزمینی]دانلود فایل PDF - دانلود فایل صوتی
📚
@PDFsCom