TGViewer
PDF | پی دی اف PDF | پی دی اف @pdfscom · 304K subscribers
Post #51673 25.1K
می‌گویند مردی ساعت قدیمی پدرش را برای قیمت‌گذاری به چند جا برد.
یک مغازه‌دار قیمت کمی پیشنهاد داد.
سمساری کمی بیشتر.
اما وقتی آن را نزد یک کلکسیونر برد، قیمت بسیار بالایی روی ساعت گذاشت.
ارزش ساعت عوض نشده بود؛
فقط آدمی که آن را می‌دید، عوض شده بود.
گاهی اگر جایی قدر تو را نمی‌دانند،
اولین نتیجه این نیست که «پس من ارزشی ندارم».
شاید فقط در جای اشتباهی ایستاده‌ای.

هر چیزی را هرکسی نمی‌تواند ارزش‌گذاری کند.

📚 @PDFsCom
  • ❤ 293
  • 👏 56
  • 👍 27
  • 👌 17
  • 😢 6
More from @pdfscom
  1. Oct 7, 2026Post #51725
  2. Oct 7, 2026۳ کتاب برای وقتی که می‌خوای پشت ظاهرِ یک جامعه رو ببینی... اگه برات جالبه که قدرت چطور روی…
  3. Oct 6, 2026پسر مرد ثروتمندی کنار مزار پدرش ایستاده بود و از سنگ گران‌قیمت، نوشته‌های رنگی و تزییناتش…
  4. Oct 6, 2026📚 ۵ کتاب کم‌حجم که زود از ذهنت نمی‌رن... ۱. دوست بازیافته — فرد اولمن دوستی دو نوجوان در…
  5. Oct 5, 2026یه جا مولانا تو «دیوان شمس» میگه: «تو مگو همه به جنگند و زِ صلح من چه آید تو یکی نه‌ای هزا…
  6. Oct 3, 2026📚 امروز چی بخونیم؟ • چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم اثر زویا پیرزاد داستان کلاریس، زنی ارمنی…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →