همیشه احساس میکرد که از جمع جدا افتاده و این احساس در گذر سالها تشدید شده بود. انگارکه هیچ سهمی یا نقشی در زندگیای که پیرامونش در جریان بود، نداشت. یاد گرفت که مغرورانه لبخند بزند، اما لبخندش هیچوقت به چشمهایش نمیرسید.
کلاف سردرگم اثر #ال_ام_مونتگمری
دانلود فایل PDF
📚
@PDFsCom