_ اون شب كه از پلهها بالا رفتم، صداها توی سرم بودن؛
يكى میگفت برو، يكى میگفت نه و سومى فقط میخنديد!
فكر كنم اون سومى شيطان بود.
_ وقتی عقل و منطق شکست میخورد، شیطان به کمک انسان میآید.
_ گاهی آدمى آنقدر تنها میشود كه دلش میخواهد حتی با شيطان دوست شود
[فئودور داستایفسکی / جنایات و مکافات]
دانلود فایل PDF - دانلود فایل صوتی
📚 @PDFsCom
