TGViewer
میانِ بودن و شدن؛ میانِ بودن و شدن؛ @partooio · 134 subscribers
Post #22 23
شب عروسی مادرش اورا حاضر کرده بود لباس های مجلسی اش را تنش کرده بود به قد و بالای او ، به موهای مرتب و شانه کرده اش نگاه میکرد و قربان صدقه اش می‌رفت.
میدانی که ؟ مادر او را با هزاران ذوق و شوق به این سن رسانده.... با هر نگاهی به قد و بالای عزیزکش مرحله به مرحله زندگی اش را تصور میکند ، تمام جانش را می‌گذارد تا فقط قد کشیدنِ پسرکش را ببیند با خودش می‌گوید یعنی می‌شود یکروز مدرسه رفتنش را ببینم ، یعنی می‌شود یک روز ....یعنی میشود یک روز ...
مادرش حتی یک لحظه فکرش را هم نمی‌تواند بکند که قرار است همان شب در همان عروسی موشکی فرود آید و پسرکش را برای همیشه از او بگیرد ...
خدا پسرکش را آن شب در سن ۴ سالگی عاقبت بخیر کند...
تمام آرزوهایش را به یکباره برآورده کند...
اما پسرک مگر آرزویی دارد ؟
آرزویی به غیر از شادی آرزویی به غیر از بازی....
آرزو های کوچک او را یک موشک بزرگ جواب است؟
آرزوهای مادرش را چه ...؟💔


بزرگ مرد کوچک
«شهید امیر علی کریمی»
  • ❤ 3
More from @partooio
  1. Oct 15, 2026دوستت دارم به اندازه ذوق اون لحظه ای که یه پرچم گردان سر یه کوچه خلوت میبینی...💆🏻‍♀️
  2. Oct 11, 2026آرزو میکنم؛ خدا در آغوش بگیرد تمام آدم‌هایی را که هر شب از جنگی برمی‌گردند، که هیچ زخمی بر…
  3. Oct 11, 2026:)))
  4. Oct 9, 2026من با شما، با شنیدن اسمتون جون دوباره میگیرم با شنیدن اسمتون کل بدنم نبض میزنه نبضِ عشق نب…
  5. Oct 9, 2026کربلا می‌خوام چجوری صبور باشم؟:)
  6. Oct 9, 2026هدف فقط همینه که روحمونو رشد بدیم سبک زندگیمونو... اخلاقمونو... که بتونیم بیشتر خدا و اهل…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →