🔹 در ادامه بخشی از خاطرات یکی از مهندسان موشکی و دوستان نزدیک شهید طهرانیمقدم پیرامون مهندس اخلاقی و پروژهی فاتح-۱۱۰ عنوان میشود.
قطعنامه پذیرفته شد ولی جنگ برای یک عدهای تمام نشد. برای حسن آقا و کسانی که در موشکی کار میکردند، جنگ تمام نشد بلکه دائم عملیات داشتیم. عملیاتهایی که شکست در آن بود و شهادت هم بود. شهیدان بزرگواری را تقدیم کردیم. پیروزیهایی را هم داشتیم که شیرینیاش مانند شیرینی پیروزی فتح خرمشهر بود. من فکر میکنم موفقیت [پروژههای] مرصاد و یا فاتح-۱۱۰ هیچ چیزی کمتر از فتح خرمشهر برای ما نداشت. چون ما را در عرصه موشکهای سوخت جامد فاتح کرد. ما را ورود داد به عرصهی موشکهای سوخت جامد با برد بلند که الان شما میبینید.
حسن آقا پروژهی فاتح-۱۱۰ را شروع کرد. تحقیقاتش هنوز تمام نشده (بود) که تولیدش را استارت زدیم به طوریکه من [مدیر پروژه] و مدیر صنعتی که [مسئول ساخت بود] رفتیم روی یک کوهی در منطقه خجیر در نزدیک تهران ایستادیم که همهاش سنگ خارا بود. هنوز تحقیقاتمان تمام نشده است و احتمال شکست داریم. کی گفته که همه پروژهها باید موفق شود؟ روی کوه ایستادم و به مدیر مهندسی که باید ساختوساز کند، گفتم اینجا میخواهیم تولید را راهاندازی کنیم. حسن آقا [بعدها] همیشه این را به من میگفت: «مهندس، کوه را یادته، سنگ خارا را یادته؟»
قریب صد عملیات انفجاری انجام شد که این کوه را منفجر کنند تا تکههایش را بردارند. آن کوه را حذفش کردیم و پائین رفتیم. چون باید بهسطح زمین میرسیدیم. کارخانجاتی آنجا احداث کردیم [برای محصولی که بعدها اسمش شد موشک فاتح-۱۱۰] که هنوز تحقیقاتش تمام نشده بود! دنیا [ابدا] این کار را نمیکند! روال منطقی دنیا این است که اول باید تحقیقات انجام شود و به نتیجه برسد، سپس تصمیم بگیرند و کارخانجاتی درست کنند. [اما] حسن آقا، در حالی که هنوز تحقیقات تمام نشده، قرارداد میبندد که N تا از این موشک میخواهیم.
وزارتدفاع از حسن آقا عقب میماند. حسن آقا نیرویی است که از همه جلو است و همه باید پشتش بدوند تا بهش برسند. [در این شرایط، من] رفتم پیش مدیر بالاتر از خودم و گفتم باید ده میلیون دلار بیشتر هزینه کنیم و تجهیزات بخریم. برگشت به من گفت: مهندس شما مطمئنی که این پروژه به نتیجه میرسد و من ده میلیون دلار خرید کنم؟ گفتم نه کار فنی است و ممکن است شکست هم داشته باشد! گفت اگر شکست بخوریم این تجهیزات به چه دردی میخورد؟ گفتم به هیچ دردی نمیخورد! یعنی باید ریسک بکنیم! باید جسارت داشته باشیم.
ایشان [آقای مهندس مهرداد اخلاقی] که خیلی با حسن آقا رفیق است و به حسن آقا خیلی ارادت دارد. حسنآقا ایشان را بهنام مهرداد جون صدا میزد. ایشان [مهندس اخلاقی] به واسطه حسن آقا حاضر است این ریسک را بکند! هیچ وقت در وزارتدفاع هیچ کس جرأت نمیکند ده میلیون دلار هزینه کند روی پروژهای که سروتهش معلوم نیست. روی این کار کردند و یک تست پروازی هم انجام دادند که ناموفق بود. اما ایشان [مهندس اخلاقی] به ما اعتماد کرد و ده میلیون دلار هم هزینه کرد و کارخانجات را درست کردیم. در آزمایش سوم، موشکمان به هدف خورد. حسنآقا یک دست خطی، تو دفتر من نوشته بود که اگر این تست با این دقت بخورد، من این موشک را میخواهم اگر نخورد یک موشک دیگری را میخواهم که خارجیها داشتند به موازات ما انجام میدادند.
حسنآقا [آنزمان آزمایش سوم] در حج بود که من از میدان آزمایش با ایشان با تلفن ماهوارهای ثریا تماس گرفتم و بنده به ایشان گفتم حسن آقا آن دست خطی را که نوشتی محقق شد. ایشان خدا را شکر کرد. حالا اغراق نکنم گفت یا دارم میروم طواف یا گفت از طواف آمدهام. گفت آنجا دعایتان میکنم. خوب ۱۰ میلیون دلار که ذخیره شد هیچی، حالا ما چی داریم؟ چه کسی حالا بعد از تست موفقش میتواند بلافاصله تولید کند؟ ما! ما بلافاصله و به اندازه یکی دو ماه بعد، ده فروند موشک تولید کردیم چون خط تولیدش آماده بود. با این جسارت و ریسکی که حسن کرد در واقع [و کمکی که مهندس اخلاقی کرد به واسطهی علاقه و اعتماد خاصی که به حسنآقا داشت].
▪️پینوشت: منبع متن
FND
@Partisan2015
