آن بت که فلک وِرا ستایش میکرد
دُرهــا ز دهــان او گشـایش میکرد
یک بـارهٔ لَعلِ اندرون پُر زَر و سیـم
بــا دانــهی گــوهر آزمایش میکرد
لمهستی فی وصف الفم والبیضة الحمراء فی ید صبی [از مهستی است در توصیف دهان، و تخممرغِ سرخ در دست پسر]
▫️نقل از: جُنگ نظم و نثر، دستنویس شماره ۲۸۰ کتابخانه سلیمانیه، مسعود بن منصور متطبّب، ۷۶۳ هجری قمری، برگ ۱۵.
🔸 این رباعی، نمونهای از شهرآشوبسرایی است و به ستایش پسری تخممرغباز اختصاص یافته است.
🔸 تخممرغبازی، که از سرگرمیهای رایج در جشنهای کهن بهویژه نوروز بود، در ادوار گذشته رواج بسیار داشت. کهنترین یادکردِ این رسم در متون فارسی، شاید همین رباعی مهستی باشد.
🔸 در این بازی، ابتدا تخممرغها را از سر (و ته) با دندانِ پیشین میسنجیدند تا پوستهی محکمتر برگزیده شود. مهستی با شگردی هنرمندانه، همین عملِ سادهی سنجش را به مضمونی لطیف بدل کرده است.
https://t.me/parniyan7rang
Post #391
3.56K