TGViewer
Papelinevesht Papelinevesht @papelinevesht · 17 subscribers
Post #34 20
#part8

راوی

النی در آغوش بوراک از هوش رفت
بوراک زیر گردن و زیر زانوانش را گرفت
و در یک حرکت بلندش کرد
...
ساعت به کندی راه رفتن حلزون میگذشت
النی زیر سرم بود
هنوز بی هوش
ابروانش در هم کشیده بودند

حتی در بیهوشی هم حالش خوب نبود
بوراک دست بر دست گذاشتو
سرش را بر آن نهاد
درد میکرد عمیق و سوزان

از اتاق عمل خبری نبود
ساعت طولانی میگذشت بر آنها
چهار ساعت گذشته اما برای آنها
چهار سال شده بود

#فلش_بک

شریف

شریف:که اینطور..اسمه خانوم میخواد عروسی بگیره ‌و مارو دعوت نکرده؟
جمیل:بله آقا
شریف:خب ما خودمون،خودمونو دعوت میکنیم کاری نداره که
جمیل:حاضر کنم؟
شریف:چیو؟
جمیل:تشریفاتشو دیگه آقا
شریف:اوو آها آره آماده کن عروسی داریم دیگه به هر حال

اونم چه عروسی‌یی
حاضر باش عروس خانوم

شریف:عروسیتونُ به خون میکشم عشقم،وقتی با من نموندی پس با اونم حق نداری بمونی،کوچاری بیچاره خبر نداره قراره چی سرش بیاد

راوی

قهقهه‌ای سر داد و لیوانش را سر کشید
  • ❤ 3
More from @papelinevesht
  1. Oct 2, 2026گریه دارم😭😩
  2. Oct 2, 2026وای پارت بعدیی😭
  3. Oct 2, 2026من پارتارو با این مینویسم🤲🏻🥲💔
  4. Oct 2, 2026قلب کیست؟🫠
  5. Oct 2, 2026#اسپویل _قلبش دیگر نمی‌زد...دستگاه دیگر ضربانی نشان نمیداد... صدای بوق ممتد..
  6. Oct 2, 2026بیست تا بشیم دوتا پارتی میدم بهتون🦦🐥 منو بیست تایی کنین🥲🫳🏻
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →