یقینا انسان در دنيا هدفى است كه تيرهاى مرگ همواره بسوى او نشانه مىروند، ثروتى است كه مصائب در مصادره آن مسابقه می دهند. هر جرعهاى از آب زندگى گلوگير شدنى است و با هر لقمهاى استخوانى. انسان به نعمتى دست نمىيابد جز با فراق نعمت ديگرى و روزى از زندگيش فرا نمىرسد جز اين كه روز ديگرى از ايام عمرش از دست رفته است.بنا بر اين ما یاران مرگيم و جانمان هدف هلاكت. از كجا مىتوانيم اميد بقاء داشته باشيم در حالى كه اين شب و روز هنوز مقامى را بالا نبرده كه بسرعت در انهدام آن مىكوشند و جمعها را پراكنده مىسازند.
نهجالبلاغه، حکمت ۱۹۱