#اعتراف
رفته بودیم خونه عمو، از قضا پسرعموم که نامزد هم داره خونه بود. بعد از سلام و احوالپرسی پسرعموم و نامزدش رفتن تو اتاق و درم باز گذاشتن (که اره ما کاری نمیکنیم و اینا ) پسرعموی کوچیکم که سه سال داره
بعد نیم ساعت یواشکی میره تو این اتاق و بدو بدو میاد بیرونو میپره بغل مامانشو میگه مامان زن داداش داره به داداش شیر میده ....
ادامه اعتراف
Post #17514
75