اون منم!
خیابون شلوغ عصرگاهی. نور نئونها روی شیشهها بازی میکنه. پسر با هدفون و عینک آفتابی همزمان با ریتم آهنگ «اون منم» راه میره و زیر لب میخونه.
ناگهان دختر از کنار رد میشه؛ یه لحظه مکث میکنه، برمیگرده و با تعجب نگاهش میکنه.
دختر:
تو… همونی نیستی که همیشه ادعا میکنه "اون منم"؟
پسر لبخند شیطنتآمیزی:
آره… خودِ خودم. فکر نکنی که حرفام باد هواس!
چشمک*
دختر خندهاش میگیره زیر لب میگه:
"تو که داری راست میگی!"و راه میافته. پسر هم با ریتم آهنگ پشت سرش قدم برمیداره.
https://t.me/co2litee