TGViewer
Outside Outside @outof_savior · 7 subscribers
Post #138 69
Outside یاس – BAAQ
باغ


بعد از سال‌هایی که در زندان سیاسی گذراند، وقتی درِ آزادی پشت سرش بسته شد، مرد فهمید جوانی‌اش را پشت همان دیوارها جا گذاشته؛ ریش‌هایش سفید، دست‌هایش پر از ردِ شکنجه.

به باغ کودکی‌اش برگشت. درِ چوبی پوسیده را که باز کرد، سکوتِ باغ به استقبالش آمد؛
کنار درخت نشست و دست‌های زخمی‌اش را روی خاک گذاشت. در یک لحظه، صدای خنده‌های کودکی و دویدن‌های بی‌دغدغه از میان غبار زمان سربرآوردند—و بعد خاموش شدند.
فریادها…
شعارها…
دست‌هایی که او را کشیدند…
درهایی که به رویش بسته شدند…
و سال‌هایی که در تاریکی سوختند.
باغ سال‌ها بود که تنها مانده بود؛ مثل خودش.
درخت گردو کج شده بود، حوض ترک برداشته و چمن‌ها زیر سکوت و غبار زمان تسلیم شده بودند. اما هنوز چیزی در فضا بود… یک نفس نیمه‌جان که تلاش می‌کرد زنده بماند.
مرد جلوتر رفت و کنار همان درختی نشست که زمانی تابش را به آن بسته بود. زانوهایش لرزید. کف دست‌های زخمی خود را روی خاک گذاشت. خاک سرد بود، اما آشنا.

آهسته گفت: «ببخش که دیر رسیدم.»

همان‌جا تصمیم گرفت.
این باغ را دوباره زنده می‌کند. نه برای بازگرداندن گذشته—گذشته‌ای که دیگر برنمی‌گردد—بلکه برای آنکه به خودش یادآوری کند هیچ زخم و هیچ سال گمشده‌ای نمی‌تواند ریشه‌ها را نابود کند.

با انگشتان لرزان مشتی خاک برداشت و بویید.
برای اولین بار بعد از سال‌ها، حس کرد نفسش به زندگی وصل شده.

و فهمید که آزادی فقط باز شدن یک درِ سرد و فلزی نیست؛
گاهی باز شدن درِ یک باغ قدیمی‌ست…
جایی که هنوز می‌توانی از نو جوانه بزنی

@RYOMEN_SOKONA
More from @outof_savior
  1. Oct 16, 2026🔅Main channel: @savior_for_who🔅
  2. Oct 16, 2026Post #209
  3. Oct 16, 2026document post
  4. Oct 16, 2026Atena & Luna
  5. Oct 16, 2026document post
  6. Oct 16, 2026Hossein & Faeze
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →