در اوایل قرن هجدهم، در دوره ادو (Edo)، دو دایمیو (ارباب فئودال) به نامهای آسانو ناگانوری (Asano Naganori) ارباب قلمرو آکو، و کیرا یوشیناکا (Kira Yoshinaka)، یک مقام عالیرتبه و تشریفاتی در شوگونسالاری توکوگاوا، مأموریت یافتند تا از تعدادی از نمایندگان امپراتور در قلعه شوگون استقبال کنند. کیرا، فردی مغرور و حریص بود و از آسانو انتظار داشت تا در ازای آموزش آداب تشریفات، رشوههای کلانی به او بپردازد. اما آسانو، که مردی درستکار و سادهزیست بود، از این کار خودداری کرد. کیرا به تدریج شروع به تحقیر و توهین به آسانو کرد؛ او را در ملأ عام مسخره میکرد و از آموزشهای ضروری خودداری مینمود. آسانو ماهها این تحقیرها را تحمل کرد، تا اینکه در یک روز بهاری در سال ۱۷۰۱، کیرا او را در راهروی قلعه دید و با کنایهای توهینآمیز خطاب کرد: "ای بیعرضه! چگونه میتوانی ارباب قلمرو باشی؟" خشم آسانو از حد گذشت. او در همانجا و در داخل قلعه شوگون، شمشیر کوتاه خود (تانتو) را کشید و به سوی کیرا حملهور شد. کیرا فقط زخم سطحی برداشت، اما کشیدن شمشیر در قلعه شوگون جرمی بسیار بزرگ محسوب میشد.
شوگون توکوگاوا تسونایوشی، خشمگین از این بیاحترامی، به آسانو دستور داد که همان روز با انجام سپوکو (هاراکیری) خودکشی کند. قلمرو آکو نیز مصادره و ساموراییهایش آواره و بیخانمان شدند. کیرا اما به دلیل مقامش مجازات نشد. پس از مرگ آسانو، چهل و هفت نفر از ساموراییهای وفادار او که اکنون به "رونین" (ساموراییهای بدون ارباب) تبدیل شده بودند، به رهبری مشاور ارشد آسانو، اوایشی یوشیو (Ōishi Yoshio)، سوگند خوردند که انتقام اربابشان را بگیرند. اوایشی میدانست که کیرا منتظر حمله آنهاست و جاسوسانی همه جا گمارده است. بنابراین، او نقشه زیرکانهای کشید. او و مردانش پراکنده شدند. اوایشی خود را به یک ولگرد و میخواره تبدیل کرد، در کیوتو زندگی میکرد و هر شب در میخانهها مست میکرد. حتی وقتی مردم از کنارش رد میشدند و به او توهین میکردند، بیتفاوت بود. اخبار رفتارهای شرمآور او به گوش کیرا رسید و او کمکم گمان کرد که رونینها دیگر خطری ندارند و از حفاظت از خانهاش کاست. اما این همه بخشی از نقشه بود. رونینها در خفا اسلحه و زره جمعآوری میکردند و حرکات خانه کیرا را زیر نظر داشتند. بعد از حدود دو سال انتظار، در شب چهاردهم برفی ماه دسامبر ۱۷۰۲، چهل و هفت رونین، در دو گروه، به عمارت کیرا در ادو یورش بردند. آنها با دقت و سکوت از دیوارها گذشتند و نگهبانان را غافلگیر کردند. پس از نبردی کوتاه، کیرا را که در انباری پنهان شده بود، پیدا کردند. اوایشی با احترام به او پیشنهاد داد که مانند یک سامورایی با سپوکو خودکشی کند. اما کیرا که ترسیده بود، هیچ پاسخی نداد. در نهایت، اوایشی سر کیرا را با همان شمشیر کوتاهی که آسانو با آن خودکشی کرده بود، از تن جدا کرد. سپس آنها به آرامی عمارت را ترک کردند و سر بریده شده را به معبد سنگاکو-جی (Sengaku-ji) بردند، جایی که آسانو به خاک سپرده شده بود، و آن را بر روی مزار او گذاشتند.
این چهل و هفت نفر قانون شوگون را شکسته بودند، اما بر اساس آیین بوشیدو (راه و رسم سامورایی)، وظیفه وفاداری خود را به اربابشان انجام داده بودند. آنها دستگیر شدند اما به دلیل رفتار شرافتمندانهشان، به آنها اجازه داده شد تا با انجام سپوکو، مرگی شرافتمندانه داشته باشند. این حکم در واقع احترام شوگون به وفاداری آنها بود. چهل و هفت رونین، یکی پس از دیگری، در معبد سنگاکو-جی و در کنار قبر اربابشان، خودکشی کردند. امروزه، آنها در کنار آسانو ناگانوری در همان معبد به خاک سپرده شدهاند .