پیمیکس: اون روز اتفاقی با نونگ بودم که دیدیم یه گربه وسط جاده، توی لاین مخالف، داره میدوه. یه نفر داشت سعی میکرد به کوچولوی بیچاره کمک کنه و گربه هم خیلی ترسیده بود؛ برای همین دوید و رفت زیر ماشینی که درست جلوی ما بود 55555. همون لحظه اون گفت: «چراغ خطر رو روشن کن!» و ما هم سریع پیاده شدیم تا به گربهای که رفته بود زیر ماشین جلوییمون کمک کنیم. ولی گربه انقدر ترسیده بود که رفت توی محفظهی موتور ماشین! برای همین کلی طول کشید تا تونستیم بیرونش بیاریم 5555555.
بالاخره وقتی موفق شدیم نجاتش بدیم، صاحب ماشینی که گربه رفته بود زیرش تصمیم گرفت به سرپرستی بگیرتش 🥹 چه اتفاق قشنگ و دلگرمکنندهای بود! ممنون که پلاک ماشینها رو محو کردین و ببخشید که باعث شدیم یه کوچولو
ترافیک ایجاد بشه 🙌🏻🥺🐱
𐙚 𝗈𝗎𝗋 𝗁𝗈𝗆𝖾
